کوچه‌کتاب
گرد باد برگ

گرد باد برگ

جلد
شومیز
قطع
رقعی
تعداد صفحه
176
سال چاپ
1400
ناموجود

گردباد برگ نخستین اثر نویسندۀ مشهور و برندۀ جایزۀ نوبل ادبیات ، گابریل گارسیا مارکز ،مرگ پزشکی منفور و منزوی در دهکدۀ خیالی "ماکوندو" را از زبان سه شخصیت مختلف به تصویر می کشد . اگر رمان مشهور صدسال تنهایی را خوانده باشید ،حتماً نام دهکدۀ ماکوندو ، جایی در حوالی سواحل اقیانوس اطلس را شنیده اید . گابریل گارسیا در کتاب اولش ، پیش زمینه ای در مورد این مکان در ذهن مخاطبینش ایجاد می کند و نهایتاً 12 سال بعد، ماجراهای جادویی آن درکتاب صدسال تنهایی به اوج خود می رسد . داستان رمان گردباد برگ از مرگ پزشکی منفور و گوشه گیر در خفقان و تنهایی آغاز می شود؛ به طوری که هیچ یک از مردم ماکوندو حاضر به برگزاری یک مراسم تدفین آبرومندانه برای او نیستند ! چرا که او در زمان جنگ داخلی به بهانۀ یک کینۀ قدیمی، حاضر نشد سربازان مجروح را مداوا کند ! تا اینکه سرانجام یک سرهنگ در همان دهکده تصمیم می گیرد برای پزشک مراسم تدفین برگزار کند و داستان این کتاب هم از زبان سرهنگ ، دخترش و پسردخترش به زیباییِ هرچه تمام روایت می شود . خواندن کتاب گردباد برگ را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : به سبک رئالیسم جادویی کتاب های گابریل گارسیا مارکز علاقمند هستند . داستان هایی که از تلفیق جادو و واقیعت خلق شده اند. تکه هایی از متن کتاب گردباد برگ : مِم یک ظرف مربا آورده بود و دو تا نان کوچک نمکی. از همان‌هایی که پختن‌‌شان مادرم را یادم داد. ساعت شماطه دار تازه 9 ضربه نواخته بود. مِم روبه‌رویم توی پستو نشسته بود و بی‌رغبت خوردنی‌ها را مزه می‌کرد. انگار مربا و قرص‌های نان، بهانه‌ای باشند برای این دیدار. لااقل من اینطور به نظرم می‌آمد و او را به حال خودش گذاشته بودم تا در هزارتوهای ذهنش گم بشود. با اشتیاق آکنده به دلتنگی و اندوه در پرتو چراغ فتیله‌ای که در پیشخوان می‌سوخت و او را پژمرده‌تر و پیرتر از روزی نشان می‌داد که با کلاه و کفش‌های پاشنه بلند وارد کلیسا شد، توی گذشته فرو برود و میان خاطره‌ها غرق شود. آشکار بود که آن شب مِم دلش می‌خواست به قدیم‌ها سرک بکشد و موقعی که چنین می‌کرد، آدم به نظرش می‌رسید سال‌ها سنش در سایه و روشن زمانی ساکن ثابت مانده و آن شب با یادآوری رویدادهای قبل بار دیگر زمان شخصی‌اش را به حرکت درمی‌آورد و سالخوردگی که مدت‌های دراز به تعویق افتاده، یک دفعه گریبانش را می‌گیرد.