کیمیاگر
- نویسنده
- پائولو کوئیلو
- مترجم
- حسین نعیمی
- ناشر
- ثالث
- جلد
- شمیز
- قطع
- رقعی
- تعداد صفحه
- 227
- سال چاپ
- 1405
- شابک
- 9789646404465
معرفی کتاب
کتاب کیمیاگر، نوشتۀ پائولو کوئیلو نویسنده ی مشهور برزیلی بوده و روایتگر داستان چوپانی اسپانیایی نام "سانتیاگو" است . او سرزمین خود ،آندلس را رها کرده و برای یافتن گنجی مدفون که در رویاهایش دیده ، راهی شمال آفریقا ، در نزدیکی اهرام مصر می شود .در این مسیر اتفاقات عجیبی برای چوپان جوان رقم می خورد و او با شخصیت های مختلفی آشنا می شوند که هریک نمادی از ارزش های انسانی هستند . داستان این کتاب که به گفتۀ برخی از منتقدین،برگرفته از یکی از داستان های هزارویک شب است ، سبک و صیاقی شرقی دارد و به همین خاطر نه تنها به 52 زبان زندۀ دنیا ترجمه شده، پس از انتشار در ایران ، مورد استقبال بی نظیر خوانندگان قرار گرفت ! چوپان جوان در مسیر سفرپرپیچ و خم خود با یک کیمیاگر ، مردی که خودش را پادشاه می داند و دختری به نام "فاطمه" آشنا می شود . همۀ این افراد در مسیر رسیدن به آن گنج مدفون ، به سانتیاگو یاری می رسانند و دراین بین ، او به فاطمه (که در اصل نماد عشق است ) دل می بندد . پائولو کوئیولو با نوشتن این کتاب، سعی دارد به مخاطبش اینگونه القا کند که رسیدن به هیچ هدفی غیرممکن و ناشدنی نیست! سانتیاگو نمادی از انسانی هایی است که برای رسیدن به هدف هایشان تمام فراز و نشیب های مسیر را پشت سر گذاشته و نهایتا به هدفی که در ابتدا رویایی و غیرممکن بود رسیده اند . خواندن کتاب کیمیاگر را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : به جای نشستن و منفعل بودن برای رسیدن به اهداف و رویاهاشان قصد رها کردن نقطـۀ امن زندگیشان و قدم برداشتن در مسیری پر پیچ و خم را دارند. آنچه از روح جهان در درون هر فرد نهفته است نیازمند بازشناسی است. هدف اصلی کیمیاگر شناسایی روحِ خویشتن و پرداختن به مهمترین مأموریت شخصی هر کس در زندگی است . افتخارات کتاب کیمیاگر : ترجمه شده به بیش از 52 زبان زندۀ دنیا برندۀ جایزۀ Premio Grinzane Cavour برندۀ جایزۀ Grand Prix des lectrices de Elle برندۀ جایزۀ Corine Internationaler Buchpreis نامزد دریافت جایزۀ NBDB و ... نظر منتقدان درمورد کتاب کیمیاگر : داستانی تأثیرگذار و الهام بخش . (Indianapolis Star) داستانی معنوی و الهام بخش دربارۀ خودشناسی . (Barnes & Noble) این کتاب تأثیر سحرآمیزی بر زندگی میلیون ها انسان داشته است .(London Times) تکه هایی از متن کیمیاگر : لحظهای بعد ادامه داد: «میتواند برعکس هم باشد. منم که خود را به وقت و حال گلهام عادت دادهام.» چند میش هنوز روی زمین ولو بودند. در حالی که آنها را با نامشان صدا میزد، با چوبدستیاش بلندشان کرد تا آمادهی حرکت باشند. توهمی ناشناخته در ضمیرش نشسته بود. اینکه «گوسفندها حرفهایش را میفهمند.» هر از گاهی قسمتهایی از کتابی را که در دست داشت برایشان میخواند، یا از تنهایی و شادی زندگی شبانی خود در صحرا با آنها حرف میزد. زمانی هم از تازهترین دیدهها و شنیدههایش در شهرها، از محلها و کوچههایی که پشت سر گذاشته بود، برایشان میگفت. ولی از روز قبل یاد آن دخترکی بود که در شهر زندگی میکرد. و او باید چهار روز تمام، راه درازی میپیمود تا به آنجا برسد. بنابراین فکری به جز فکر او و حرفی به جز حرف او نداشت. دخترک فرزند بازرگانی بود که در شهر پارچهفروشی داشت. سانتیاگو سال قبل، به توصیه یکی از دوستانش فقط یک بار به آنجا رفته بود. بازرگان عادت داشت پشم گوسفند در حضورش چیده شود تا فریبی در ترکیب و تحویل جنس روی ندهد...
نظرات و امتیازها
برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربریتون بشید.
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.
