پیش از آن که بخوابم
- نویسنده
- اس.جی.واتسون
- مترجم
- شقایق قندهاری
- ناشر
- آموت
- جلد
- شومیز
- قطع
- رقعی
- تعداد صفحه
- 472
- سال چاپ
- 1399
- شابک
- 9786006605135
معرفی کتاب
تصور کنید هرروز صبح که از خواب بیدار می شوید ، تمام خاطرات ، از ذهنتان پاک شده و همه چیز برایتان ناآشناست ! این احساس ناخوشایند و آزاردهنده ای ست که "کریستین لوکاس" ، شخصیت اصلی رمان پیش از آن که بخوابم ، هرروز با آن کلنجار می رود . کریستین زن 40 ساله ای ست که طبق گفته های مردی که خودش را همسر او "بن" می نامد ، براثر یک سانحۀ رانندگی دچار فراموشی شده و از آن بدتر ، وقتی به خواب عمیق می رود ، بازهم تمام خاطرات روز گذشته از یادش می رود . کریستین که از این وضعیت خسته شده ، بدون اطلاع بن ، جلسات مشاوره اش با دکتر "نش" را آغاز می کند . کریستین به پیشنهاد دکتر ،تصمیم می گیرد وقایع روزمره را در دفتری یادداشت کند و همین کار باعث می شود او بتواند به مرور زمان ، به هویت واقعی خود و اتفاقی که در گذشته اش رخ داده پی ببرد . اما حقیقت از چیزی که او تصور می کند، خیلی پیچیده تر و حتی خطرناک تر است... ! اس.جی.واتسون در رمان جذاب و پرکشش پیش از آنکه بخوابم ، به روایت تریلری روانشناسی-جنایی می پردازد و با قلم بی نظیرش ، فضایی پر تعلیق و شوکه کننده خلق کرده است . خواندن رمان پیش از آنکه بخوابم را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : به داستان های جنایی و معماگونه با رگه هایی از مسائل روانشناختی علاقمند هستند . افتخارات رمان پیش از آنکه بخوابم : در لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز ترجمه شده به بیش از 40 زبان برندۀ جایزۀ ملی کتاب انگستان در سال 2011 برندۀ جایزۀ انجمن نویسندگان جنایی جان کریسی در سال 2011 برندۀ جایزۀ رمان اول جنایی آلمان در سال 2012 و ... نظر منتقدان درمورد رمان پیش از آنکه بخوابم : کاوشی هوشمندانه و ماهرانه در یک اختلال عصبی شگفت انگیز . (New York Times) یک تریلر استثنایی . (People) درخشان در ضرب آهنگ ، عمیق در پرسش و مسئلۀ مرکزی . (Library Journal) پیش از آنکه بخوابم و اقتباس از آن : در سال 2014 ، یک تریلر جنایی-مهیج با اقتباس از داستان این کتاب و به کارگردانی روان جافه روی پرده سینما رفت . در این فیلم سینمایی ، نیکول کیدمن در نقش کریستین ، کالین فرث در نقش بن و مارک استرانگ در نقش دکتر نش ، ایفای نقش کرده اند . تکه هایی از متن پیش از آنکه بخوابم : «اتاق خواب غیرعادی است و ناآشنا. نمیدانم کجا هستم، و چه طور از این جا سردر آوردهام. ماندهام چه طور باید خودم را به خانه برسانم. شب را همینجا گذراندهام. با صدای زنی از خواب بیدار شدم و اولش خیال کردم کنارم روی تخت خوابیده است، ولی بعد متوجه شدم دارد اخبار میگوید و من صدای ساعت رادیویی را میشنوم، و وقتی چشمهایم را باز کردم، دیدم این جا هستم؛ در اتاقی که نمیشناسم. چشمهایم که به تاریکی عادت میکند، نگاهی به اطراف میاندازم. پیراهن راحتیای پشت در کمد لباس آویزان است؛ که مناسب زنهاست، ولی زنی که سنش از من خیلی بیشتر باشد. شلوار تیره رنگی مرتب و تاشده پشت صندلی میز توالت قرار گرفته است، اما چیز دیگری به چشمم نمیآید. ساعت رادیویی ظاهر پیچیدهای دارد، ولی موفق میشوم با پیدا کردن دکمهای ساکتش کنم. *** صفحه را ورق میزنم، ولی مطلب دیگری نیست. داستان همینجا به پایان میرسد. ساعتهاست دارم آن را میخوانم. دارم میلرزم و به سختی نفس میکشم. حس میکنم نه تنها در چند ساعت گذشته به اندازه یک زندگی کامل زندگی کردهام، بلکه عوض شدهام. من دیگر همان فردی که امروز صبح دکتر ناش را ملاقات کرد ـ وقتی نشست تا روزنگار را بخواند ـ نیستم. الان گذشتهای و تصویری از خودم دارم. میدانم چه چیزی در اختیار دارم و چه چیزی را از دست دادهام. متوجه میشوم دارم گریه میکنم. روزنگار را میبندم. خودم را وادار میکنم آرام باشم و زمان حال بار دیگر خودش را به رخ میکشد. اتاقی که داخلش هستم دارد تاریک میشود. هنوز از خیابان و بیرون صدای متهکاری به گوش میرسد. فنجان خالی قهوه نیز جلو پایم است. به ساعت کنار دستم نگاهی میاندازم و یک دفعه شوکه میشوم. تازه حالاست که میفهمم این همان ساعت دیواری است که دربارهاش در روزنگارم خوانده بودم. و الان در همان اتاق نشیمن به سر میبرم و درست همان شخص هم هستم. تازه حالاست که درست و حسابی میفهمم که سرگذشتی که خواندم، به خودم مربوط میشود. روزنگارم را با لیوانم برمیدارم و راه میافتم طرف آشپزخانه. آنجا، روی دیوار، همان تختهٔ کاملا تمیز و پاک شدهای قرار دارد که صبح امروز دیدم، و عین همان فهرست پیشنهادها که با حروف درشت تمیز و خوانایی نوشته شده، و دقیقاً همان یادداشتی که خودم اضافه کرده بودم؛ برای امشب ساک ببندم؟»
نظرات و امتیازها
برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربریتون بشید.
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.
