و تنها باد می داند
- نویسنده
- ایمی هارمن
- مترجم
- مرجان حمیدی
- ناشر
- نون
- جلد
- شومیز
- قطع
- رقعی
- تعداد صفحه
- 416
- سال چاپ
- 1401
- شابک
- 9786227566321
معرفی کتاب
امی هارمن ،در کتاب و تنها باد می داند ، تمام آنچه نیاز است تا مخاطب، عاشق داستان ،وقایع و شخصیت های یک کتاب شود را به طرز ماهرانه ای به کار برده . و تنها باد می داند عاشقانه ای ست غم انگیز که شما همراه با شخصیت اصلی آن،در زمان سفر می کنید ،سوگ و عشق را با تمام وجودتان حس می کنید ، دوران نابسامان جنگ ایرلند را به چشم می بینید و هزاران حس ضد و نقیض دیگر را درک می کنید . شخصیت اصلی رمان و تنها باد می داند ، دختری ست به نام "آنی گلهر" در سال ،2001 که عزیز ترین شخص زندگیش،یعنی پدربزرگش را از دست داده و تصمیم می گیرد برای هضم غم از دست دادنش ، راهیِ خانۀ او در ایرلند شود . آنی شب را در خانۀ پدربزرگش می خوابد و صبح در کمال تعجب ،متوجه می شود به سال 1916 بازگشته ؛زمانی که ایرلند درگیر آغاز جنگ استقلالش است . در این بین آنی با خاطرات شگفت انگیز پدربزرگش و شخصی به نام دکتر "اسمیت" مواجه می شود . دکتر اسمیت سرپرستی پسری را بر عهده دارد که به نظر آنی،بسیار آشنا می آید ! در این بین آنی با مادرِ گم شدۀ این پسر اشتباه گرفته می شود و مجبور می شود هویت او را برای خود بپذیرد . در سراسر رمان جذاب و تنها باد میداند با وقایع غیرمنتظره و جذابی روبرو هستیم که باعث می شوند خواننده نتواند براحتی کتاب را زمین بگذارد . از یک تراژدی عاشقانه و غم انگیز گرفته تا اشعار زیبای شاعرمعروف ایرلندی و برندۀ جایزۀ نوبل ادبیات ،یعنی "ویلیام باتلر ییتس" . خواندن رمان و تنها باد می داند را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : به رمان های تاریخی ،عاشقانه و کلاسیک علاقمند هستند . جوایز رمان و تنها باد می داند : پرفروش ترین کتاب وبسایت آمازون از پرفروش ترین های وال استریت ژورنال از پرفروش ترین های واشنگتن پست نامزد دریافت جایزۀ گودریدز برای بهترین کتاب تاریخی سال 2019 نظر منتقدان در مورد رمان و تنها باد می داند: کاوشی الهام بخش در محیطی که به ندرت در داستان های تاریخی یافت می شود ؛و تنها باد می داندسفری صمیمانه و زیبا در میان زمان،تاریخ و عشق است . (اولیویا هاوکر،نویسنده) امی هارمنبا داستان سرایی استادانه و مسحورکنندۀ خود،مانند یک مورخ کارکشته،داستانی حماسی و عاشقانه را درسال 1921 بین ایرلند کنونی و ایرلند جنگ زده روایت می کند . (تریسی گارویس گریوز،نویسنده) کتاب های زیادی نیستند که نتوانم آن هارا زمین بگذارم،اما کتاب و تنها باد می داندرا بلعیده ام . این کتاب جادویی ،شما را برای مدت طولانی تحت تأثیر خود قرار می دهد . (ریس بوون،نویسنده) تکه هایی از رمان و تنها باد می داند : «همینطور که چهارچشمی به جاده دقت میکردم و از شدت هیجان قلبم در دهانم بود، آدرسی را که میو داده بود مثل سرود گریگوری تکرار میکردم. راه رسیدن به قبرستان بالینگر و کلیسایی را که مثل نگهبان بالای سر قبرها ایستاده بود پیدا کردم. وسط زمینهای خالی بود، پشتش یک خانهٔ کشیشنشین داشت و تنها ملازمانش دیوارهای سنگی بیانتهای ایرلند و تعداد کمی گاو بود. در محوطهٔ خالی جلوی کلیسا پارک کردم، پیاده شدم و گرمای کمجان ظهرگاهی ماه ژوئن را حس کردم. لابد تابستان ایرلند هنوز شروع نشده بود، البته اگر اصلاً ایرلند تابستان داشته باشد. حس کردم جلجتا را پیدا کردهام و مسیح را روی صلیب دیدهام. با چشمان پر از اشک و دستان لرزان درهای چوبی بزرگ را هل دادم و وارد کلیسای خالی شدم؛ جایی که مقدسات و خاطرات به خورد دیوارها و نیمکتهای چوبیاش رفته بود. طنین هزاران مراسم تعمید، چندین مراسم ترحیم و تعداد بیشماری مراسم پیوند زیر سقف بلندش میپیچید؛ مراسمهایی که زمانشان بسیار پیش از تاریخ روی سنگ قبرهای مجاور بود. کلیسا را هم درست مثل کتاب و قبرستان دوست داشتم. هرسهتای اینها نشاندهندهٔ بشریت، زمان و زندگی بودند. میان دیوارهای مذهبی هیچگونه نکوهش یا گناه و اندوه یا ترس احساس نمیکردم. میدانستم این حس من چندان رایج نیست و احتمالاً به خاطر اوئن است که من چنین حسی دارم. همیشه نسبت به مذهب دیدگاهی محترمانه و طنزآمیز داشت. ترکیب عجیبی که برای خوبیها ارزش قائل میشد و در جای خود بدیها را هم میدید. رابطهٔ من هم با خدا خوب بود. شنیدهام که رابطهٔ ما با خدا کاملاً تحت تأثیر افرادی است که دربارهٔ او به ما آموزش دادهاند. تصور ما از خدا معمولاً تصوری است که از آن آدم در ذهنمان داریم. اوئن دربارهٔ خدا به من آموزش داد و چون عاشقش بودم و بسیار برایم عزیز بود، عاشق خدا هستم و خدا هم برایم بسیار عزیز است.
نظرات و امتیازها
برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربریتون بشید.
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.
