کوچه کتاب

همسری در طبقه بالا

نویسنده
ریچل هاوکینز
مترجم
سحر قدیمی
ناشر
نون
جلد
شومیز
قطع
رقعی
تعداد صفحه
320
سال چاپ
1402
شابک
9786227566291
۱۵۷٬۵۰۰ تومان۲۱۰٬۰۰۰ تومان

معرفی کتاب

ریچل هاوکینز ، در رمان پرفروش همسری در طبقه بالا ،تلفیقی از ماجراهای مرموز و یک مثلث عشقی عجیب را در ذهن مخاطبانش به تصویر می کشد . شخصیت اصلی این کتاب ،دختر فقیری ست که شغل سگ گردانی را برای خود انتخاب کرده و در این بین ماجراهای عجیبی در محلۀ ثروتمندان برایش رخ می دهد. اگر به رمان های متفاوت و رازآلود علاقمنند هستید ، شما را به خواندن همسری در طبقه بالا دعوت می کنم . داستان این کتاب در مورد دختر جوانی به نام "جین" است که شهر خودش را ترک کرده و در یک آپارتمان کوچک و دلگیر زندگی می کند ؛وضع مالی جین زیاد تعریفی ندارد و امرار معاشش را با پرستاری از سگ های افراد پولدار می گذارند . او که به تازگی به محله ای ثروتمندنشین آمده ، در یکی از روزهای معمولی این دختر سگ گردان ،نزدیک است یک ماشین او را زیر کند . جین متوجه می شود رانندۀ ماشین که خودش را "ادی" معرفی می کند ،صاحب مرموز یکی از خانه های مجلل همان محله است ؛ ادی برخورد بسیار خوبی با جین دارد و به او می گوید قصد خریدن یک سگ را دارد ؛ به مرور زمان جین تحت تأثیر رفتار خوب ادی ،دلبستۀ او می شود. ولی مسئله ای که جین را به فکر فرو برده این است که آیا می تواند با همسر سابق ادی ،که "بئا" نام داشت و در یک حادثۀ عجیب قایق رانی جانش را از دست داد ، در قلب ادی رقابت کند .. ؟! خواندن رمان همسری در طبقه بالا را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : به تریلر های جنایی با چاشنی عشق ،علاقمند هستنید . افتخارات رمان همسری در طبقه بالا : قرار گرفتن در لیست ده کتاب پرفروش نیویورک تایمز از کتاب های پرفروش نشریۀ استایلیست انگلیس در سال 2021 کتاب جدید و پرفروش هلو مگزین انگلیس در سال 2021 نظر منتقدان در مود رمان همسری در طبقه بالا : این رمان مدرن گوتیک نشان می دهد خانه های بزرگ که اسرار بسیاری در خود جای داده اند هرگز از مد نمی افتند . (اوپرامگ) ما شیفتۀ این داستانیم . (اسکیم) داستانی جذاب که دوست دارید تا انتهایش را یک باره بخوانید . (تایم‌اوت) تکه هایی از متن همسری در طبقه بالا : ادی سر تکان می‌دهد، جرعه‌ای از قهوه‌اش می‌نوشد و جلوی خودم را می‌گیرم که روی چهارپایه وول نخورم و از او نپرسم آخر چرا برای این حرف‌های پیش‌پاافتاده مرا به خانه‌اش که همسرش هم در آنجاست، آورده، چرا در محل کارش یا هر جای دیگری نیست که صبح امروز به آن سرعت به آنجا می‌رفته. اما ظاهراً، به همین راضی است که آنجا، با من، در آشپزخانه بنشیند، قهوه بنوشد و طوری نگاهم کند که انگار معمایی هستم که باید کشفش کند. این فکر دست از سرم برنمی‌دارد که امروز صبح سرم محکم به آسفالت خیابان خورد و بعد، از جهان متفاوتی سر درآوردم که در آن، برای مردان پول‌دار خوش‌تیپ جالبم. می‌پرسم: «شما چطور؟ اصالتاً اهل بیرمنگامین؟» «همسرم بود.» بود. آن کلمه، استفاده‌اش از زمان گذشته را به ذهن می‌سپارم. «اون… اون اینجا بزرگ شده بود و می‌خواست برگرده اینجا.» این را می‌گوید و با انگشت‌ها کنارهٔ لیوانش ضرب می‌گیرد، همان حالتی که در خیابان دیده بودم. بعد، لیوانش را پایین می‌گذارد و دست‌به‌سینه روی جزیرهٔ مقابلش دولا می‌شود. می‌پرسد: «توی ماونتین بروک زندگی می‌کنی؟» ابروهایم را بالا می‌دهم و او به خنده می‌افتد. «غیرعادیه؟ سؤال بیجاییه؟» شاید باشد، اما راستش، حس خوبی است که برای کسی واقعاً اهمیت داشته باشی ـ نه آن اهمیت تصنعی و دروغین خانم رید، بلکه چیزی واقعی، اصیل. به‌علاوه، ترجیح می‌دهم در آشپزخانهٔ محشر او بنشینم، حرف بزنم و قهوه بنوشم تا اینکه بِر را در باران بگردانم. با انگشت‌هایم خطی روی مرمر می‌کشم و می‌گویم: «یه‌کم غیرعادی، نه ناجور.» باز هم لبخند می‌زند و پایین ستون فقراتم مورمور می‌شود. «از پس یه‌کم غیرعادی بودن برمی‌آم.»

نظرات و امتیازها

برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربری‌تون بشید.

هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.