نفرین سانی بروک
- نویسنده
- کارا توماس
- مترجم
- عماد عسگری
- ناشر
- کوله پشتی
- جلد
- شومیز
- قطع
- رقعی
- تعداد صفحه
- 368
- سال چاپ
- 1401
- شابک
- 9786004614535
معرفی کتاب
نفرین سانی بروک ،موفق ترین اثر نویسندۀ آمریکایی، کارا توماس است که برای نخستین بار در سال 2018 منتشر شد . این رمان که در دستۀ کتابهای جنایی_معمایی قرار می گیرد ،به قتل رسیدن چند دختر دبیرستانی را روایت می کند . تصویر پردازی بی نقص و خلق شخصیت های جذاب این رمان باعث می شود ،خواننده پس از اتمام کتاب تا مدت ها هم چنان شخصیت ها و داستان را در ذهنش مرور کند . داستان نفرین سانی بروک از جایی آغاز می شود که دو دختر در یک سانحۀ رانندگی کشته می شوند و پس از آن دو دختر دیگر از گروه "چیرلیدرِ" دبیرستان سانی بروک توسط مرد همسایه به قتل می رسند و بدتر اینکه قاتل با شلیک گلوله از سمت پلیس کشته می شود و اینجاست که راز قتل دخترها سر به مُهر باقی می ماند . با گذشت پنج سال از ماجرای قتل دختران چیرلیدر ، مسئولان دبیرستان تصمیم می گیرند به نشانۀ یادبود آنها مراسمی برگزار کنند ؛شرکت در این مراسم بیش از همه برای "مونیکا" سخت است . مونیکا خواهر یکی از همان دخترانی ست که توسط مرد همسایه به قتل رسید …. خواندن رمان نفرین سانی بروک را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : به داستان هایی با ژانر جنایی و معمایی علاقمند هستند ؛ مخاطب اول این کتاب ،نوجوانان هستند اما هرشخصی که از ماجراهای جنایی و مهیج خوشش می آید ،بی شک مجذوب نفرین سانی بروک هم خواهد شد . افتخارات نفرین سانی بروک : دریافت جایزۀ YALSA در بخش یانگ ادالت نامزد دریافت جایزۀ بهترین کتاب یانگ ادالت گودریدز نظر منتقدان درمورد کتاب نفرین سانی بروک : داستانی هوشمندانه ،تاریک و دلهره آور …خواندن کتاب نفرین سانی بروک تجربه ای بی اندازه جذاب را برای شما رقم خواهد زد . (KATHLEEN GLASGOW) گاهی وهم آور و جادویی ست،وگاهی هیجان آور و ترسناک.مطالعۀ این تریلر جذاب بسیار لذت بخش خواهد بود . (SLJ) نفرین سانی بروک داستانی پرپیچ و خم است ؛اثری جذاب که سبب می شود به هر واقعه و هر کاراکتر به دید تردید نگاه کنید .(RILEY SAGER ,bestselling author of Final Girls) تکه هایی از متن نفرین سانی بروک : «از آن موقع که یادداشت ایتان را از خانهٔ روبهرویی پیدا کردم دیگر بهش پیام ندادهام. نمیخواهم بداند که من او را میشناسم. احتمالاً انتظار نداشته که بفهمم دارم با کی حرف میزنم. ایتان چیزی از جن را نگه داشته بود، ولی او از کجا میتوانست بفهمد که خواهرم نیز دستنوشتهای از او را نگه داشته بود و من ارتباطش با او را پیدا کردهام؟! نمیخواهم او را بترسانم که حرکتی ازش سر بزند. خصوصاً وقتی که میداند ما کجا زندگی میکنیم. اگر به والدینم میگفتم که ایتان توی خانهٔ روبهرویی بوده، اگر از حرفهایی که زده بود بهشان میگفتم، تام خودش را برای هر خطری آماده میکرد و ایتان دیگر نمیتوانست با ما ارتباط برقرار کند. اگر میخواهم همزمان امنیت خانوادهام را حفظ کنم و جواب سؤالهایم را هم پیدا کنم، باید دهانم را بسته نگه دارم. وقتی که روز جمعه آخرین امتحان شیمی ماه آوریل را گرفتم، یک ۵۲ بزرگ با دایرهٔ قرمز دورش روی ورقهام بود. توی تمرینات هم خوب پیش نمیروم؛ مربی سر سالِدهمیها فریاد میزند چراکه وسط گرم کردن پوزخند میزنند، و وسط سومین دوری که برای تمرین مسابقات دور زمین میزنیم، مربی آهنگ را قطع میکند. ریچل در کنارم بهنظر میآید که قرار است شلوارش را کثیف کند. ولی مربی به من زل میزند. «فوتههات خیلی نامرتبان، خانم ریبورن!»
نظرات و امتیازها
برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربریتون بشید.
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.
