کوچه کتاب

ماه عسل در پاریس

نویسنده
جوجو مویز
مترجم
آناهیتا شجاعی
ناشر
کوله پشتی
جلد
شومیز
قطع
رقعی
تعداد صفحه
88
سال چاپ
1401
شابک
9786008211143
۲۲٬۵۰۰ تومان۳۰٬۰۰۰ تومان

معرفی کتاب

ماه عسل در پاریس ،عاشقانه ای پرکشش از نویسندۀ معروف بریتانیایی، جوجو مویز است که دو داستان مجزا را در فاصلۀ زمانی 90سال،به صورت یکی درمیان روایت کرده و در نفطۀ عطف کتاب، هردو داستان را به زیبایی به یکدیگر پیوند می زند. درواقع ماه عسل در پاریس،مقدمه ای بر کتاب بعدی مویز، "دختری که رهایش کردی"ست . داستان اول در سال 2002 و درمورد زوج جوانی به نام "لیو" و "دیوید" است که برای گذراندن ماه عسل، پاریس را انتخاب کرده اند . دیوید مرد ثروتمندی ست که بیشتروقت ها درگیر مسائل کاری ست و درست در ماه عسلشان،با بی توجهی به همسرش لیو ،باعث رنجش و تردید او نسبت به این ازدواج می شود . در جایی دیگر از کتاب ، وقایع در سال 1912 و هم چنان در پاریس رخ می دهد . زوجی دیگر به نام "ادوارد" و "سوفی" درحال سپری کردن ماه عسلشان هستند . سوفی یک فروشنده و ادوارد یک نقاش معروف است . اما بعضی رفتارهای ادوارد و یکی از مدل های نقاشی او، باعث حسادت و برانگیخته شدن احساسات سوفی می شود. جوجو مویز،با روایت این دو داستان و چالش هایی که بر سر راه روابط کاراکترهایش قرار می دهد،به این موضوع اشاره می کند که لازمۀ یک ازدواج موفق، فقط عشق نیست ؛ازطرفی زندگی بدون عشق بی معناست ... مخصوصاً در عاشقانه های لطیف مویز! رمان ماه عسل در پاریس را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : از مطالعۀ رمان های عاشقانه لذت می برند . خواندن ماه عسل در پاریس ،در کنار یک فنجان قهوه ،می تواند گزینه ای مناسب برای گذراندن یک بعدازظهر دلپذیر باشد . نظر منتقدان درمورد رمان ماه عسل در پاریس : هیجان انگیز ! (Goodreads) مسحورکننده! ( Fantastic Fiction) اگر کتاب "دختری که رهایش کردی" را دوست داشتید ،واقعاً باید این داستان را بخوانید . (For Reading Adicts) تکه هایی از متن ماه عسل در پاریس : پاریس، سال ‎۱٩۱۲‏ یک لحظه از ذهنم گذشت که خیلی ساده چمدانم را ببندم و او را ترک کنم. اما هر دفعه که اين فکر توی سرم می‌چرخید. بلافاصله جوابی در ذهنم نقش می بست: «من عاشق ادوارد هستم.» زندگی بدون او برایم غیرقابل تحمل بود. حالا که طعم عشق را چشیده بودم. چطور می‌توانستم به سنت پرون برگردم و مثل دختری زندگی کنم که هنوز ازدواج نکرده؟ چطور می توانستم با اين فکر که او دارد درجایی، فرسنگ‌ها دور از من به زندگی‌اش ادامه می‌دهد. سر کنم؟ حتی وقتی که اتاق را ترک کرد دردی مثل درد قطع عضو احساس کرده بودم. هنوز هم حس خواستنش، خواستن جسمش تمام وجودم را در بر گرفته بود و برایم خیلی سخت بود که بعد از گذشتن فقط چند هفته از ازدواج‌مان, به شهر خودم برگردم. اما این طوری مشکل سر جایش بود: من برای هميشه یک دهاتی احمق می ماندم. من نمی توانستم شوهرم را مثل این زن های پاریسی با کسی قسمت کنم. حاضر نبودم سرم را مثل کیک زیر برف ببرم. چطور می توانستم با ادوارد زندگی کنم. درحالی که ممکن است وقتی به خانه برمی گردد. عطر زن دیگری بر تنش باشد.

نظرات و امتیازها

برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربری‌تون بشید.

هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.