کوچه کتاب

فرزند آخرین اژدها

نویسنده
الن اوه
مترجم
بابک علوی
ناشر
پرتقال
جلد
شمیز
قطع
رقعی
تعداد صفحه
228
سال چاپ
1404
شابک
9786222740627
۲۳۹٬۲۵۰ تومان۳۱۹٬۰۰۰ تومان

معرفی کتاب

فرزند آخرین اژدها ، اثری از الن اوه است که برای نخستین بار در سال 2020 منتشر شد . شخصیت اصلی و قهرمان این کتاب ، پسر 14 ساله ای به نام "جیهو پارک" است که قصد دارد جنگل جادویی "کیداهارا" را از نابودی به دست قدرت های خارجی نجات دهد . جیهو در سرزمینی زندگی می کند که هنوز جادو حرف اول را می زند ولی جالب اینجاست که جادو برای او و خانواده اش اصلاً کار نمی کند . پدر جیهو یک جنگلبان بود و پنج سال پیش ، به اعماق جنگل کیداهارا رفت و دیگر هرگز بازنگشت ! حالا یک شرکت خارجی، قصد نابودی این جنگل مرموز وتبدیل آن به مکانی مدرن را دارد . هیچ کس به اندازۀ جیهو نمی داند که نیروهایی شوم، در این مکان وجود دارند که با این کار بیدار شده و منجربه نابودی همه چیز خواهند شد ! به همین خاطر او تصمیم میگیرد برای حفاظت از جنگل ، راهیِ سفری پرماجرا و مخاطره آمیز شود ... خواندن کتاب آخرین فرزند اژدها را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : حداقل 12 سال سن داشته و به داستان های فانتزی، با ژانر ماجراجویی و هیجان انگیز علاقمند هستند . نظر منتقدان در مورد کتاب آخرین فرزند اژدها : این داستان برای طرفداران "هری پارتر" و سایر قصه های جادویی که ریشه در دنیای واقعی دارند سرگرم کننده خواهد بود . (School Library Journal) این داستان لذت بخش برای طرفداران داستان های فانتزی ، جذاب خواهد بود . (Publishers Weekly) یک داستان فانتزی قدرتمند با ضرباهنگی سریع و قهرمانان مدرن . (Kirkus Reviews) تکه هایی از متن کتاب آخرین فرزند اژدها : دوسه ساعت طول کشید تا گروه به اردوگاه اصلی برسد. جیهو می‌خواست بداند چرا این قسمت از کیداهارا را انتخاب کرده بودند، که آن روز متوجه شد. این قسمت از جنگل تنُک‌تر بود و فضای زیادی برای عبور داشت. اینجا اردو می‌زدند و اردوگاهشان روبه‌روی درخت‌های بلند و انبوهی قرار می‌گرفت که به اعماق جنگل راه داشتند. جیهو نقشه‌ای را به یاد آورد که توی چادر سرکارگر دیده بود. این کوتاه‌ترین مسیر به‌سمت کوه جیرای بود. با وجود تمام برنامه‌هایی که برای شهرک‌سازی در زمین‌های کیداهارا داشتند، به نظر می‌آمد هدف نهایی‌شان کوه جیرای است. جیهو نمی‌دانست چرا اوریونی‌ها این‌قدر مصمم بودند که به آن آتش‌فشان برسند. تا جایی که او می‌دانست، هیچ انسانی هرگز به آن کوه نرفته بود. اگر هم رفته بود، زنده برنگشته بود. سرکارگر همهٔ کارکنان را در حاشیهٔ جنگل جمع کرد. همان‌طور که سیگار برگش را محکم بین دندان‌هایش گرفته بود، گفت: «خیلی‌خب افراد، کارمون رو از اینجا شروع می‌کنیم. تمام درخت‌ها رو قطع می‌کنیم تا مسیر پهن و مناسبی به‌سمت دامنهٔ کوه باز کنیم. بعدش هم کوه رو جوری با خاک یکسان می‌کنیم که با زمین صاف فرقی نداشته باشه.» کوه جیرای بلندترین و قدیمی‌ترین کوه در کل کیداهارا بود. آخرین بار پانصد سال پیش فوران کرده بود. این کار اشتباه بود. جیهو دیگر نمی‌توانست در برابر حس ناخوشایندی مقاومت کند که وجودش را فرامی‌گرفت و گلویش را می‌فشرد. این دیگر خیلی فراتر از پاکسازی درختان کیداهارا بود. اگر کوه‌ها را نابود می‌کردند، تمام قوانین طبیعت به هم می‌ریخت. لرزشی در بدن جیهو پیچید. می‌ترسید موجودات جادویی کیداهارا از نقشه‌های شرکت همه‌کارهٔ مورتاگ باخبر شوند. می‌ترسید هیچ‌کدام از کارمندان نتوانند از این ماجرا زنده بیرون بیایند. وظیفهٔ گروه جیهو این بود که پیش از هر چیز منطقه را کاوش کنند، یعنی درختانی را علامت‌گذاری کنند که می‌شد از چوبشان استفاده کرد و مطمئن شوند جانور خطرناکی آنجا کمین نکرده است. اما پس از مدتی، سرکارگر نظرش را عوض کرد. گروه دیگری پیش از آن‌ها با اره‌برقی مشغول بریدن درخت‌ها شده بود، اما هیچ‌کدام از اره‌برقی‌ها یک دقیقه هم دوام نیاوردند.

نظرات و امتیازها

برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربری‌تون بشید.

هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.