عقاید یک دلقک
- نویسنده
- هاینریش بل
- مترجم
- سارنگ ملوتی
- ناشر
- نگاه
- جلد
- شمیز
- قطع
- رقعی
- تعداد صفحه
- 300
- سال چاپ
- 1403
- شابک
- 9786003762824
معرفی کتاب
کتاب عقاید یک دلقک ، نوشته ی هاینریش بل، زندگی غم انگیز دلقکی به نام “هانس شنیر” را روایت می کند که در دوران هیتلر و بعد از جنگ ،زندگی می کند. عقاید یک دلقک ،از تأثیرگذار ترین آثار قرن بیستم به شمار می رود و برنده ی جایزه نوبل ادبیات در سال 1972 و گئورگ بوخنر ۱۹۶۷ هم بوده است. شخصیت اصلی این رمان دلقکی است که با افسردگی ، تنبلی،مالیخولیا و سردردهای همیشگی دست و پنجه نرم می کند و بخاطر اعتقادات منحصر به فرد خودش از سمت جامعه و حتی عشق زندگیش “ماری” ترد شده است. هانس شنیر از خانواده ای متول آمده و بیش از 6 سال ،زندگی عاشقانه ای با ماری داشته اما بخاطر اعتقادات به ظاهر عجیبش، ماری او را ترک کرده و با مردی کاتولیک ،ازدواج کرده. عقاید یک دلقک ، در سال 1963 منتشر شد و بخاطر انتقادات آزادانۀ نویسنده اش به مسائل مذهبی و اجتماعی آن دوران آلمان ، با انتقادات زیادی مواجه شد اما سرانجام توانست در قرن بیستم به یکی از محبوب ترین کتاب های تاریخ بدل شود ؛بطوریکه بسیاری معتقدند هر کتابخوانی باید آن را در قفسۀ کتاب هایش داشته باشد . خواندن کتاب عقاید یک دلقک را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : به رمان های خارجی ، رئال ، دراماتیک و هم چنین آزاداندیشانه علاقمند هستند . افتخارات رمان عقاید یک دلقک : برندۀ جایزۀ نوبل ادبیات در سال 1972 برندۀ جایزۀ گئورگ در سال 1967 نظر منتقدان درمورد کتاب عقاید یک دلقک : تکان دهنده و بسیار غنی. (Christian Science Monitor) بل تیراندازی چیره دست است: با تیرهایی تیز و برنده و هدف هایی بی شمار . (New York Times) آثار بل به بالاترین سطوح بدعت، خلاقیت و تکامل ساختاری دست یافته اند. ( Daily Telegraph) تکه هایی از کتاب عقاید یک دلقک : مدتى به درازا کشید تا کسى در خانهى فردبول به تلفن جواب دهد. بوق ممتد نشانه آن بود که آن طرف خط، تلفن زنگ مىخورد؛ این بوق روى اعصابم مىرفت. تصور مىکردم خانم فردبول خواب است، آنگاه با این زنگ از خواب بیدار مىشود، بعد دوباره به خواب مىرود و سپس باز هم بیدار مىشود و من همه رنجهایى را تحمل مىکردم که این تماس، گوشهاى او را آزار مىداد. دیگر قصد گذاشتن گوشى را داشتم که به خود گفتم این تماس ضرورى است و بگذار همچنان زنگ بخورد. فکر بیدار کردن آقاى فردبول از خواب عمیق مرا ابدا آزرده خاطر نمىکرد. این آدم حق نداشت بدون مزاحمت بخوابد: او به طرز بیمارگونهاى متکبر است و همیشه دست به تلفن؛ آماده است تا کسى را از خواب بیدار کند یا تلفنهایى از سران دولت، روزنامهنگاران، سردبیران، کمیتههاى اجرایى و حزب به او زده مىشود. من همسرش را خیلى دوست دارم. او هنوز دانشآموز دبیرستانى بود که آقاى فردبول او را براى نخستین بار به یک جلسه گروهى برد و شیوهاى که آن دختر در پى مباحثات جامعهشناسى الهیات با آن چشمان زیبا در آنجا نشست، مرا به شدت خشمگین گرداند. فکر مىکردم بیشتر مناسب اوست که به مجالس رقص یا به سینما برود تا در این جلسات شرکت کند.
نظرات و امتیازها
برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربریتون بشید.
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.
