عقاید یک دلقک
- نویسنده
- هاینریش بل
- مترجم
- محمد اسماعیل زاده
- ناشر
- چشمه
- جلد
- شمیز
- قطع
- رقعی
- تعداد صفحه
- 300
- سال چاپ
- 1404
- شابک
- 9789645571762
معرفی کتاب
کتاب عقاید یک دلقک ، نوشته ی هاینریش بل، زندگی غم انگیز دلقکی به نام "هانس شنیر" را روایت می کند که در دوران هیتلر و بعد از جنگ ،زندگی می کند. عقاید یک دلقک ،از تأثیرگذار ترین آثار قرن بیستم به شمار می رود و برنده ی جایزه نوبل ادبیات در سال 1972 و گئورگ بوخنر ۱۹۶۷ هم بوده است. شخصیت اصلی این رمان دلقکی است که با افسردگی ، تنبلی،مالیخولیا و سردردهای همیشگی دست و پنجه نرم می کند و بخاطر اعتقادات منحصر به فرد خودش از سمت جامعه و حتی عشق زندگیش "ماری" ترد شده است. هانس شنیر از خانواده ای متول آمده و بیش از 6 سال ،زندگی عاشقانه ای با ماری داشته اما بخاطر اعتقادات به ظاهر عجیبش، ماری او را ترک کرده و با مردی کاتولیک ،ازدواج کرده. عقاید یک دلقک ، در سال 1963 منتشر شد و بخاطر انتقادات آزادانۀ نویسنده اش به مسائل مذهبی و اجتماعی آن دوران آلمان ، با انتقادات زیادی مواجه شد اما سرانجام توانست در قرن بیستم به یکی از محبوب ترین کتاب های تاریخ بدل شود ؛بطوریکه بسیاری معتقدند هر کتابخوانی باید آن را در قفسۀ کتاب هایش داشته باشد . خواندن کتاب عقاید یک دلقک را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : به رمان های خارجی ، رئال ، دراماتیک و هم چنین آزاداندیشانه علاقمند هستند . افتخارات رمان عقاید یک دلقک : برندۀ جایزۀ نوبل ادبیات در سال 1972 برندۀ جایزۀ گئورگ در سال 1967 نظر منتقدان درمورد کتاب عقاید یک دلقک : تکان دهنده و بسیار غنی. (Christian Science Monitor) بل تیراندازی چیره دست است: با تیرهایی تیز و برنده و هدف هایی بی شمار . (New York Times) آثار بل به بالاترین سطوح بدعت، خلاقیت و تکامل ساختاری دست یافته اند. ( Daily Telegraph) تکه هایی از کتاب عقاید یک دلقک : دلقکی که الکل را درمان دردش قرار دهد، سقوطش از بالای شیروانی به مراتب خیلی سریعتر از یک شیروانیساز مست اتفاق میافتد. وقتی با حالت مستی وارد صحنه میشوم، در هنگام اجرای نمایش خطاهای زیادی مرتکب میشوم، چون دیگر آن دقتی را که لازم است داشته باشم را ندارم و همین سبب میشود که دچار دامی پردردسر شوم. یعنی به رفتاری که روی صحنه به نمایش در میآورم میخندم، که این خود بسیار نگران کننده و ترسناک است. ولی تا موقعی که هوشیار هستم، هول و استرس قبل از روی صحنه رفتن تا زمان اجرای نمایش زیاد میشود (اکثراً باید با زور و هل روی صحنه بروم) و آن چیزی که برخی منتقدان نامش را «شادی حیاتی پنهانی در تپش قلب» نهادهاند برای من چیزی جزء یک سرمای مأیوس کننده نبود که به سبب آن تبدیل به یک عروسک خیمه شببازی میشدم و ترسناکتر از آن زمانی بود که نخ این عروسک پاره میشد و من باید فقط به خودم متکی میشدم. احساس میکنم کسانی همچون راهبان که در هنگام مراقبه به عنوان یک تارک دنیا عمیق میشوند هم به چنین حالتی رسیدهاند و به عنوان یک تجربه آن را پشت سر گذاشتهاند
نظرات و امتیازها
برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربریتون بشید.
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.
