کوچه کتاب

طلوع صحرا

نویسنده
واریس دیری، ژان دام
مترجم
مریم سعادتمندبحری
ناشر
مروارید
جلد
شومیز
قطع
رقعی
تعداد صفحه
269
سال چاپ
1400
شابک
9789641915898
۱۹۵٬۰۰۰ تومان۲۶۰٬۰۰۰ تومان

معرفی کتاب

کتاب طلوع صحرا ،اثری از واریس دیری و ژان دام ، در واقع ادامه ی داستان کتاب اول این نویسندگان یعنی "گل صحرا" ست. واریس دیری یک مدل بین المللی سومالیایی ست که بعد از گذران مشکلات فراوان (که شرح وقایع آن در کتاب گل صحرا آمده است ) تصمیم می گیرد کار ناتمام خود را به اتمام برساند و سرانجام به سرزمین مادریش باز می گردد .و ما در کتاب طلوع صحرا ،آنچه بعد از بازگشت واریس به سرزمینش می گذرد را می خوانیم. واریس دیری در سال 1965 در یک خانواده ی چادرنشین در سومالیا به دنیا آمد. او در پنج سالگی ختنه شد و خانواده اش در دوازده سالگی او را مجبور به ازدواج با مردی شصت ساله کردند. اما واریس توانست همه ی این سختی ها را کنار بگذارد و به لندن فرار کند . در لندن توسط یک عکاس کشف می شود و همین آغاز مسیر جدیدی در زندگی واریس است . واریس دیری نه تنها یک مدل بین الملی و مشهور است ، بلکه در زمینه حمایت از حقوق زنان و جلوگیری از ختنۀ دختران ،فعالیت های اجتماعی متعددی داشته . با وجود همه ی این موفقیت ها ،او دلتنگ سرزمینش بود و تصمیم به بازگشت و جستجو برای پیدا کردن خانواده اش گرفت . کتاب طلوع صحرا به شرح وقایع پس از بازگشت واریس می پردازد . خواندن کتاب طلوع صحر را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : از مطالعه ی داستان های واقعی و زندگینامه ی پر از انگیزه و امید افراد موفق و الهام بخش، لذت می برند. تکه هایی از متن طلوع صحرا : در فرهنگ سومالی شیاطین سفیدند و نام‌شان «جِن» است. آن‌ها همه‌جا هستند. میان انسان‌ها و حیوانات زندگی می‌کنند و برایشان مشکلاتی ایجاد می‌کنند. هر وقت چیزی را در جایی قرار دادید و برگشتید و دیدید سر جایش نیست، به این معنی است که جن آن را تسخیر کرده. در چنین مواقعی مادرم سر جن فریاد می‌کشید و می‌گفت: «آهای شیطان، از وسایل من دور شو. آن‌ها مالِ تو نیستند. این‌جا هیچ‌کس تو را نمی‌خواهد.» مادرم درباره‌ی جن‌ها خیلی چیزها می‌دانست و راه خلاص شدن از آن‌ها را با خواندن وِرد خاصی بلد بود. وقتی بیمار می‌شدیم، می‌دانست دقیقاً برگ یا پوست چه درختی جن‌ها را دور نگه می‌دارد. گل یا ریشه‌ی گیاهانی را می‌پخت و گاهی آن‌ها را به ما می‌داد تا خام بجویم. برگ‌ها و قارچ‌های خاصی را در کیسه‌ای چرمی نگهداری می‌کرد. او می‌توانست از شکل ستارگان، باد و دود آتش چیزهایی را بفهمد. همه برایش احترام خاصی قائل بودند چون قدرت‌های جادویی داشت که مادرزاد بودند. یادم می‌آید وقتی خیلی کوچک بودم، مردم حیوانات بیمارشان را برای مداوا پیش مادرم می‌آوردند. من در صحرای سومالی بدنیا آمدم. نمی‌دانم مادرم چند فرزند به دنیا آورد چون خیلی از آن‌ها در همان نوزادی تلف شده بودند. مثل همه‌ی مردم سومالی، ما هم به شترها و بزهایمان اهمیت زیادی می‌دادیم چون زندگی‌مان بر پایه‌ی شیر آن‌ها می‌گذشت. رسم بر این بود که پسران خانواده از شترها و دختران از حیوانات کوچک‌تر مثل بزها نگهداری کنند.

نظرات و امتیازها

برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربری‌تون بشید.

هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.