طبقه ی وحشت
- نویسنده
- جی.ای وایت
- مترجم
- خورشید رضوانی
- ناشر
- پرتقال
- جلد
- شمیز
- قطع
- رقعی
- تعداد صفحه
- 266
- سال چاپ
- 1404
- شابک
- 9786004626958
معرفی کتاب
طبقه ی وحشت ، داستانی مرموز و هیجان انگیز از زندانی شدن پسرکی جوان به دستان یک جادوگر خبیث است که توسط جی.ای.وایت به رشتۀ تحریر در آمده است . اگر از علاقمندانِ داستان های فانتزی و سحرآمیز هستید ، شما را به خواندن این اثر محبوب و پرفرشو دعوت می کنم؛ مطمئنم پس از خواندن چند صفحه از آن دیگر قادر به کنار گذاشتنش نخواهید بود . شخصیت اصلی کتاب طبقه ی وحشت که “الکس” نام دارد ، علاقۀ زیادی به داستان های ترسناک دارد و کتاب های زیادی از این دست خوانده و می داند پایان اکثر اینجور داستان ها چندان خوش نیست ! تا اینکه زندگی واقعی خودش نیز آمیخته به اتفاقی ترسناک می شود . الکس توسط یک جادوگر مخوف که “ناتاشا” نام دارد اسیر می شود و تنها راه زنده ماندش قصه هایی ست که هرشب برای ناتاشا تعریف می کند ؛ چراکه ناتاشا عاشق داستان های اصیل الکس است . تا اینکه صفحات داستان های او تمام می شود و این اتفاق معنایی جز اسارت همیشگی الکس ندارد … ! با جی.ای.وایت در رمان طبقه ی وحشت همراه شوید و سرنوشت عجیب الکس را بخوانید ؛ یا مثل پایان تلخ داستان هایش می شود یا به خیر می گذرد. خواندن کتاب طبقه ی وحشت را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : حداقل 14 سال سن داشته و به ژانر وحشت و معماگونه علاقمند هستند . افتخارات رمان طبقه ی وحشت : نامزد جایزۀ Truman Readers در سال 2021 نامزد جایزۀ کتاب خوانندگان جوان ربکا کودیل در سال 2021 نامزد بهترین داستان Kids Indie برای نوجوانان در سال 2020 نامزد جایزۀ کتاب جونیور کارولینای جنوبی در سال 2020 و … نظر منتقدان در مورد کتاب طبقه ی وحشت : طرح پر پیچ و خم کاملاً با فضای پر پیچ و خم داستان تطابق دارد . سوزن سوزن شدن ستون فقرات را احساس کنید . (Booklist) کتابی فوق العاده خوب و جذاب . (Bulletin of the Center for Children’s Books) یک داستان هیجان انگیز و پر از جادو که به اندازۀ کافی ترسناک است . (Kirkus Reviews) تکه هایی از متن کتاب طبقه ی وحشت : زن لبخند زد. دندانهای باریکش کمی باهم فاصله داشتند و برای همین چهرهاش شبیه یکی از آن ماهیهای عجیب و نورافشانی بود که در عمیقترین جای اقیانوس به دنبال طعمه میگردند. کنجکاوانه پرسید: «فیلم؟! اولینباره چنین چیزی میشنوم. کدوم فیلم؟» الکس با تعجب به زن نگاه کرد. صدای تلویزیون واضح به گوش میرسید ـ زامبیها داشتند شیشهٔ ماشین باربارا را میآوردند پایین ـ اما زن وانمود میکرد چیزی نمیشنود. «نمیدونین کدوم فیلم؟!» «چرا باید بدونم؟ فیلم واسه توئه نه من.» در را کمی بیشتر باز کرد. «میخوای ببینیش؟ شرط میبندم یکی از فیلمهای موردعلاقهته!» تیغ ترس، ابری را که بر افکار الکس سایه انداخته بود، درید و عقلش را سر جا آورد. نصفهشبی دارم با یه غریبه حرف میزنم و انگار نه انگار. چِم شده؟! قدمی به عقب برداشت تا با بیشترین سرعت ممکن از آنجا برود… که بوی خیلیخیلی خوبی از داخل آپارتمان به مشامش رسید. کیک کدوحلوایی تازه! کیک محبوبش
نظرات و امتیازها
برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربریتون بشید.
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.
