شفای رابطه دختر با مادر:ویژه دختران بالای 30 سال (یونگ شناسی کاربردی)
- نویسنده
- اولین سیلتن بازوف
- مترجم
- سارا کهربایی
- جلد
- شمیز
- قطع
- رقعی
- تعداد صفحه
- 160
- سال چاپ
- 1402
- شابک
- 9786226014786
معرفی کتاب
دکتر ایولین بسوف در کتاب شفای رابطه دختر با مادر ، به مخاطبانش کمک می کند تا به ترمیم و شفای ارتباط نه چندان خوب میان خود و مادرشان بپردازند. این کتاب قصد بی ارزش کردن مقام مادر یا سرزنش او را ندارد بلکه فقط می خواهد دختران را به مادرانی بهتر برای فرزندانشان در آینده تبدیل کند . در بدو تولد و سپس در دوران خردسالی ، مادر نقش پررنگی در زندگی همۀ ما داشته و خواه ناخواه جایگاهی منحصر به فرد برایش در ذهنمان شکل می گیرد . حتی اگر او کارهایی انجام دهد که به نفع ما نباشد و دچار آسیب روحی به ما شود ، بازهم ترجیح می دهیم خود را سرزنش کنیم تا مادرمان را . چرا که مغز ما یاد گرفته بهترین و مهربان ترین مادردنیا ، متعلق به ماست! اما حقیقت چیز دیگری ست ... ! گاه ممکن است یک مادر با سخت گیری های بی مورد یا کنترل گری های بی حد و اندازه اش ، احساس عدم کافی بودن را به ما القا کند و به مرور زمان ما به دختری شکننده و بدون اعتماد به نفس تبدیل خواهیم شد . دکتر ایولین بسوف ، در کتاب شفای رابطه دختر با مادر ، با تکیه بر تجربیات شخصی خود و داستان زندگی مراجعینش ، چندین راهکار عملی را به ساده ترین شکل ممکن به مخاطبینش آموزش می دهد تا بتوانند در ابتدا آسیب های وارده به روحشان را تسکین دهند ، مادرشان را بهتر درک کنند و در نهایت به مادرانی آگاه و موفق تبدیل شوند . خواندن کتاب شفای رابطه دختر با مادر را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : دخترانی بالغ هستند و به دنبال ترمیم رابطه ی میان خود و مادرشان هستند . نظر منتقدان در مورد کتاب شفای رابطه دختر با مادر : یک کتاب واقعاً فوق العاده . (سوزان آلن توت) این اثر را توصیه می کنم ؛ به شدت احساسی و درعین حال عقلانی . هم مشکلات را به تصویر می کشد و هم راه حل های ممکن را . (Booklist) تکه هایی از متن کتاب شفای رابطه دختر با مادر : همانگونه که کودکان برای هویتیابی به مادرشان رجوع میکنند زنان بزرگسال نیز مشتاق تأیید و درک شدن از جانب مادرانشان هستند. وقتی مادرانمان بهخاطر ما سر شوق میآیند ما بال در میآوریم و وقتی به ما بیاعتنایی میکنند دلسرد میشویم. بث، استادیار دانشگاه در رشته ادبیات است. بث میگوید مادرش اغلب راجع به کتابی که او در حال مطالعه آن است میپرسد و اینکه آیا او نیز میتواند آن کتاب را بخواند. وقتی آنها همدیگر را ملاقات میکنند مادر و دختر ساعتها بدون وقفه درباره کار علمی بث صحبت میکنند. مادر من در سن شصتوشش سالگی هنوز هم به من و دنیای من خیلی تمایل نشان میدهد. وقتی ما یک ایده را با هم پیگیری میکنیم من احساس ارزشمندی و هویت داشتن میکنم، در حضور او برای یک دقیقه هم به معناداری و هدفمندی زندگیام شک نمیکنم. برخلاف تجربه بث، کارولین میگوید: «من هنوز منتظرم که مادرم درباره اینکه که من یک مادر مجرد فوقالعاده هستم چیزی بگوید. هنوز هم درهمشکستهام، زیرا او تأییدش را از من دریغ میکند.» باربارا هم چیزی مشابه را با من در میان میگذارد: برای جشن تولد هفتاد سالگی مادرم، لباسی زیبا برای خود خریدم. ده دقیقه قبل از اینکه مهمانها برسند او سر تا پای مرا با آن چشمهای نقادش ورانداز کرد و گفت: «میخواهی این رو بپوشی؟» دوباره او توانست به من احساس زشت و ناقص بودن بدهد. در آن لحظه میتوانستم او را بکشم اما زمان زیادی نگذشت که عصبانیتم فروکش کرد و دچار افسردگی شدم. برخلاف کارولین و باربارا، ریوا میگوید که مادرش هرگز از او انتقاد نمیکند. مشکل این است که مادرش پیوسته در درک دخترش دچار مشکل است. وقتی من و مادرم با هم حرف میزنیم ارتباطی برقرار نمیکنیم من چیزی به او میگویم و او با اظهارنظر یا سؤالی بیربط به من پاسخ میدهد. میترسم مسائل شخصیام را با او در میان بگذارم چرا که او با عدمدرک موضوع، آن را بیاهمیت جلوه میدهد. بنابراین ساکت میشوم و حرفهایم را پایان میدهم زیرا بهنظرم او هیچوقت نمیتواند موضوع را متوجه شود، چون بهنظرم او احمق است. بعد هم از خودم بهخاطر اینکه صبور نبودم متنفر میشوم. احساسات متناوب خشم و افسردگی در باربارا و ریوا که ناشی از عدم گرفتن انعکاس از سوی مادر است، در متنی تأثیرگذار از خاطرات ویویان گورنیک به اسم وابستگیهای شدید نیز بیان شده است. فهرست مطالب : مقدمه : مادر گمشده بخش اول : زخم ها فصل 1 : مادر به دختر : تحریف ها ، عدم تأیید و بی توجهی فصل 2 : مادران به عنوان الگو فصل 3 : جای خالی مراقبت مادرانه : دختر بی پناه فصل 4 : آسیب عشق تملکی بخش دوم : حقایق جدید فصل 5 : بازخوانی سرزمین اوز بخش سوم : شفادهنده ها فصل 6 : رابطه های اصلاحی فصل 7 : مادر طبیعت ، ماردی شفادهنده فصل 8 : دگرگونی های خلاقانه : قلم و قلمو بخش چهارم : آشتی فصل 9 : کفش های نقره ای
نظرات و امتیازها
برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربریتون بشید.
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.
