زنی میان ما
- نویسنده
- گریر هندریکس، سارا پکانن
- مترجم
- محمد مهدی قاسملو
- ناشر
- کوله پشتی
- جلد
- شمیز
- قطع
- رقعی
- تعداد صفحه
- 408
- سال چاپ
- 1404
- شابک
- 9786004611602
معرفی کتاب
زنی میان ما ، اثر مشترک گریر هندریکس و سارا پکانن،یک مثلث عشقی عجیب و پیچیده را روایت می کند که مطمئنم در هیچ کتاب و فیلم و سریالی ،مثل آن را ندیده اید ! داستان در مورد خیانت یک مرد به همسرش و حسادت های کلیشه ایِ زنانه نیست ؛بلکه در زنی میان ما ، داستان فراتر از آن می رود بطوری که قبل از اتمام این تریلر جذاب و شوکه کننده نه تنها نمی توانید پایان آنرا حدس بزنید بلکه توانایی فراموش کردنش را هم تا مدت ها نخواهید داشت …! شخصیت های اصلی داستان ، زوج جوان و به ظاهر عاشقی به نام "ریچارد" و "نِلی(ونسا)" هستند و هردوی آنها به حقیقت واقف هستند که ریچارد ،عاشقانه نِلی را دوست دارد ؛ اما در کمال تعجب ، نلی متوجه حضور زنی دیگر در میان آنها می شود …!؟ پی بردن به این واقعیت ، مقدمه ای ست بر شروع ماجراهایی عجیب و نفس گیر که گریر هندریکس و سارا پکانن ،با قلم بی نظیرشان ، مخاطبان کتابشان را تا انتهای داستان در یک تعلیق لذت بخش و تا حدودی آزاردهنده همراه می کنند تا به علت این کار ریچارد، پی ببرند . خواندن رمان زنی میان ما را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : به رمان های خارجیِ مهیج و نفس گیر و تاحدودی روانشناختی، علاقمند هستند . افتخارات رمان زنی میان ما : قرار گرفتن در لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز در سال 2018 قرار گرفتن در لیست پرفروش ترین های آمازون نامزد بهترین کتاب تریلر و معمایی گودریدز در سال 2018 نظر منتقدان در مورد رمان زنی میان ما : این کتاب فک آدم را پایین می اندازد …! شوکه کننده و فراموش نشدنی . (starred review) این کتاب را زمین نخواهید گذاشت …! (Glamour) یک تریلر هوشمندانه . (نیویورک تایمز) تکه هایی از متن رمان زنی میان ما : بیخوابی او بهسرعت تشدید شد و بهطور ناگهانی با رؤیاهای آشکاری از خواب میپرید. یکبار که در خوابگاه دخترانه برای خوردن صبحانه به طبقهی پایین رفته بود، یکی از خواهرانش به او گفت در خواب فریاد میزده و کلمات نامفهومی ادا میکرده است. نلی سعی کرده بود آن را نادیده بگیرد و گفته بود: «بهخاطر امتحان نهایی استرس دارم. کتاب روانشناسی واقعاً سخته.» سپس میز را ترک کرده و فنجانی دیگر برای خود قهوه ریخته بود. پس از آن موضوع، نلی خودش را مجبور کرد به سراغ مشاور دانشگاه برود، ولی باوجود مهربانیهای خانم مشاور، نلی نتوانست درمورد آن شبی که با ودکا و خنده و شادی شروع شده و با سوت پلیس و ناامیدی به پایان رسیده بود، به او چیزی بگوید. او دو بار به پزشک مشاور مراجعه کرد، ولی سومین قرارش را با او لغو کرد و دیگر به سراغش نرفت. یکبار با یکی از همان کابوسهای همیشگی از خواب پرید و متوجه شد در میان بازوان نیرومند ریچارد خوابیده است، پس کمی درمورد علت کابوسهایش برای ریچارد گفت و او هم به نلی اطمینان خاطر داد: «من اینجام عزیزدلم. جات امنه.» نلی در آغوش او جای گرفت و احساس امنیتی را که در تمام طول زندگی، حتی قبل از آن حادثه، به دنبال آن بود، دریافت کرد. وجود ریچارد در کنار او باعث میشد که تسلیم خوابهای عمیق شود. گویی زمین ناآرام زیر پایش، دوباره محکم و آرام میشد.
نظرات و امتیازها
برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربریتون بشید.
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.
