زندگی بی حد و مرز
- نویسنده
- نیک وی آچیچ
- مترجم
- مسیحا برزگر
- ناشر
- ذهن آویز
- قطع
- رقعی
- تعداد صفحه
- 328
- سال چاپ
- 1405
- شابک
- 9786001180941
معرفی کتاب
نیک ویچ ، نویسندۀ کتاب پرفروش زندگی بی حد و مرز و از بزرگترین سخنرانان انگیزشی دنیا ، در سال 1982 با یک بیماری ژنتیکی نادر به نام تترا-آمیلیا که بر اثر آن دست و پای شخص به درستی شکل نمی گیرد ، در ملبورن استرالیا بدنیا آمد . دوران کودکی و نوجوان نیک ، با افسردگی ناشی از وضعیت جسمانی اش سپری شد ؛ اما او به مرور زمان و با تلاش های مادرش موفق می شود با استفاده از زائدۀ کوچک پاهایش ، بسیاری از کارهای روزمره اش را انجام دهد ... او در دبیرستان ، رهبریِ یک گروه خیریه را به عهده گرفت و در سن 21 سالگی موفق شد در مقطع لیسانس رشته های حسابداری و برنامه ریزی مالی ، از دانشگاه گریفیت فارغ التحصیل شود . درحال حاضر نیک ، مدیر سازمان غیرانتفاعی زندگی بی حد و مرز ، از تأثیرگذارترین سخنرانان انگیزشی دنیا و پدر 4 فرزند است . او به سراسر دنیا سفر می کند و در سخنرانی هایش ، الهام بخش میلیون ها انسان می شود تا با امید ، ایمان ، عشق و شجاعت ، بتوانند در مقابل تمام محدودیت هایی که زندگی بر سر راهشان قرار می دهد ، چیره شوند و به آرزوهایشان برسند . او در کتاب زندگی بی حد و مرز که نوعی خودزندگی نامه (اتوبیوگرافی) است از این می گوید که چطور موفق شده با وجود این بیماری طاقت فرسا ، همین محدودیت را به بزرگترین نقطۀ قوت خود تبدیل کند ، با دست های نداشته اش به کمک دیگران و با پای نداشته اش در مسیر موفقیت و رویاهای خود قدم بردارد . خواندن کتاب زندگی بی حد و مرز را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : به مطالعۀ داستان زندگی الهام بخش افراد موفق و راه و روش موفقیت آنها علاقمند هستند . تکه هایی از متن زندگی بی حد و مرز : فیلمی از من در اینترنت هست که مرا هنگام بازی اسکیت، موجسواری، نواختن ساز، زدن توپ گُلف، پرش از ارتفاع، زمین خوردن، بلند شدن از زمین، سخنرانی کردن، و مهمتر از همه، در آغوش کشیده شدن توسط مردم خوب و بزرگ و مهربان نشان میدهد. بر روی هم، اینها فعالیتهاییست که از عهدهٔ هر آدمی برمیآید، درست است؟ بنابراین، به نظر تو چرا میلیونها نفر از این فیلم دیدن کردهاند؟ به نظر من مردم به این دلیل این فیلم را میبینند چون میبینند من علیرغم معلولیت و محدودیتهایم، چنان زندگی میکنم که گویی هیچ حد و مرزی برای زندگی من وجود ندارد. مردم معمولا انتظار دارند که آدم معلولی مثل من، غیرفعال باشد؛ عصبانی و منزوی. من دوست دارم ماجراجویانه زندگی کنم و با زندگیم آنها را غافلگیر کنم. یکی از کسانی که فیلم مرا در یوتیوب دیده است، نوشته است: «با دیدن آدمی مثل این، که تا بدین حد شاد است، مرا به این فکر میاندازد که من چرا تا بدین حد گرفته و غمگین هستم ... یا گمان میکنم به اندازهٔ کافی جالب و جذاب نیستم، به اندازهٔ کافی بامزه نیستم. دیگر چگونه میشود چنین فکرهایی منفی در سر داشت، وقتی میبینیم آدمی مثل نیک وُیآچیچ که نه دست دارد و نه پا، میتواند تا این حد شاد و فعال و خلاق باشد!؟» اغلب از من میپرسند: «نیک، تو چطور میتوانی تا این حد خوشحال باشی؟» و من هم بیدرنگ پاسخ میدهم: من شادمانی را زمانی پیدا کردم که دانستم با همهٔ نواقصی که دارم، من کاملا نیک وُیآچیچ هستم، یک وُیآچیچِ کامل! من را نیز خدا آفریده است و مشیتِ حکیمانه و کامل او اقتضا کرده است که من چنین باشم که هستم. لابد او از اینکه مرا اینگونه آفریده است، مقصودی داشته است. این بدان معنا نیست که من دیگر نمیتوانم زندگیم را بهبود ببخشم و بهتر از این کنم که هست. من همواره برای بهتر از اینها تلاش میکنم و بدینسان سرشار میشوم از احساس سپاس و امتنان نسبت به خدا و جهان!
نظرات و امتیازها
برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربریتون بشید.
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.
