کوچه کتاب

رمان های کلاسیک 76 (قصر آبی جیبی)

نویسنده
ال ام مونتگمری
مترجم
محمدحسام برجیسیان
ناشر
قدیانی
جلد
شمیز
قطع
جیبی
تعداد صفحه
480
سال چاپ
1402
شابک
9786000806217
۱۸۰٬۰۰۰ تومان۲۴۰٬۰۰۰ تومان

معرفی کتاب

رمان قصر آبی ، عاشقانه ای کلاسیک نوشته ی لوسی مود مونتگومری ست که زندگی عاشقانه ی پیردختری به نام "والنسی"را روایت می کند . والنسی اکنون 29 سال دارد و زندگی خشک و تکراری خود را در یک خانوادۀ منضبط و مقرراتی می گذراند . او تاکنون هیچ عشق و لذتی را در زندگیش تجربه نکرده و گویی 29 سال از عمرش را در کنار مادری خرافاتی و دخترعمویی غرغرو هدر داده .والنسی به دلیل حملات قلبی مکرر نزد پزشک می رود و سرانجام متوجه می شود به خاطر بیماری که دچارش شده، کمتر از یک سال دیگر زنده نیست ! هین اتفاق باعث می شود تا والنسی تصمیم بگیرد از فرصت باقی مانده اش استفاده کند و همۀ لذت هایی که از آنها محروم بوده را تجربه کند . او همه ی سنت و قوانین سفت و سخت خانواده اش را دور می زند و راهی سفری می شود که وقایع جذاب و عاشقانه ای را برایش به ارمغان می آورد . خواندن رمان قصر آبی را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : از مطالعه ی رمان های کلاسیک ،عاشقانه و آرامش بخش لذت می برند . تکه هایی از رمان قصر آبی : وقتی دخترعمو استیکلس در می‌زد، والنسی می‌دانست که ساعت هفت و نیم است و باید بیدار شود. تا جایی‌که یادش می‌آمد دخترعمو استیکلس، همیشه ساعت هفت و نیم درِ اتاقش را می‌زد. دخترعمو استیکلس و خانم فردریک استرلینگ از ساعت هفت صبح بیدار می‌شدند اما والنسی چون لاغر و ضعیف بود به خاطر یک سنت خانوادگی می‌توانست نیم ساعت بیشتر بخوابد. والنسی ‌که امروز از بیدار شدن در صبح امروز بیش از هر صبح دیگری متنفر بود از خواب بیدار شد. چه دلیلی برای بیدار شدن وجود داشت! یک روزِ کسل‌کننده‌ی دیگر مثل بقیه‌ی روزها. پر از کارهای بی‌ارزش و بی‌معنی‌ که هیچ سودی برای کسی نداشت. اما اگر فوراً بیدار نمی‌شد، نمی‌توانست تا ساعت هشت خود را برای صبحانه آماده کند. در خانه‌ی خانم استرلینگ قوانین سختی برای وعده‌های غذایی وجود داشت. در طول همه‌ی این سال‌ها، صبحانه ساعت هشت، نهار ساعت یک، شام ساعت شش سرو می‌شد و هیچ بهانه‌ای برای دیر کردن پذیرفته نمی‌شد بنابراین والنسی با ترس و لرز بیدار شد. اتاق به خاطر درزها و سرمایِ آن صبح بارانی در ماه می به شدت سرد شده بود. خانه در طول روز سرد بود. یکی از قانون‌های خانم فردریک این بود که از بیست و پنجم ماه می به بعد دیگر نیازی به روشن کردن هیچ اجاقی در خانه نبود. و غذاها با اجاق نفتی در حیاط پشتی پخته می‌شدند. حتی اگر در ماه می هوا سرد بود و در ماه اکتبر هم یخبندان می‌شد، طبق تقویم، هیچ اجاقی تا بیست و پنجم اکتبر روشن نمی‌شد. در بیست و یکم اکتبر خانم فردریک در آشپزخانه شروع به آشپزی می‌کرد. او عصرها اجاق اتاق نشیمن را روشن می‌کرد. این‌گونه که در فامیل می‌گفتند، سرما خوردگی آقای فردریک استرلینگ که باعث مرگ او در اولین سال تولد والنسی شد مربوط به همین موضوع می‌شد. چون خانم فردریک در بیست و یک اکتبر اجاق روشن نکرده بود و آن را روز بعد روشن کرده بود، اما آن روز، دیگر برای آقای فردریک استرلینگ خیلی دیر شده بود.

نظرات و امتیازها

برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربری‌تون بشید.

هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.