رمان های کلاسیک 5 (دشمن عزیز)
- نویسنده
- جین وبستر
- مترجم
- مهرداد مهدویان
- ناشر
- قدیانی
- جلد
- شمیز
- قطع
- رقعی
- تعداد صفحه
- 256
- سال چاپ
- 1402
- شابک
- 9789644171987
معرفی کتاب
رمان دشمن عزیز ،نوشته ی جین وبستر و از مجموعۀ عاشقانه های کلاسیک ،را می توان ادامه ی داستان بابا لنگ دراز در نظر گرفت . رمان دشمن عزیز ،داستان زندگی دوست صمیمی "جودی ابوت"، یعنی "سالی مک براید" را روایت می کند . مانند سبک کتاب بابالنگ دراز ،رمان دشمن عزیز،مجموعه ای از نامه هایی ست که سالی برای جودی نوشته و در آن شرح حالی از زندگی پرفراز و نشیبش را تعریف می کند . سالی به پیشنهاد جودی و همسرش آقای "جرویس پندلتون"، به مدیریت یک پرورشگاه منسوب شده و کم کم روابطی میان سالی و پزشک پرورشگاه، آقای "رابین مک ری" (که سالی در نامه هایش او را دشن عزیز می نامد ) و هم چنین سیاستمداری ثروتمند به نام "گوردون هالوک"شکل میگیرد . سالی در نامه هایش راجع به سختی های کار و چالش هایش به زیبایی می نویسد و ما با خواندن کتاب دشمن عزیز ،کاملاً متوجه بلوغ و پختگی او در جامعه ی مردسالارِ اوایل قرن بیستم نیویورک می شویم . (درست شبیه چیزی که در رمان بابالنگ دراز توسط جین وبستر به رشته ی تحریر در آمد) . خواندن رمان دشمن عزیز را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : به سبک کلاسیک و ادبیات داستانی علاقمند هستند . اگر از طرفداران رمان بابالنگ دراز هستید ، مطمئناً از داستان زندگی سالی در دشمن عزیز هم لذت خواهید برد . نظر منتقدان درمورد رمان دشمن عزیز : شگفت انگیز . (Biblio) داستانی دوست داشتنی . (Girl Ebooks) رمانی منحصربه فرد . (Book Depository) تکه هایی از متن دشمن عزیز : 26 مارس جودی عزیزم! همین الان داشتم با خانمی مصاحبه میکردم که میخواست کودکی را با خودش به خانه ببرد و شوهرش را غافلگیر کند. به سختی توانستم متقاعدش کنم که از آنجایی که شوهرش مسئولیت تامین هزینههای بچه را بهعهده دارد، شاید بد نباشد درباره این فرزندخواندگی با او مشورت کند. زن باکلهشقی بحث میکرد که بزرگ کردن بچه هیچ ارتباطی به شوهرش ندارد؛ چون کار طاقتفرسای شستن و لباس پوشاندن و تربیت کردن بچه بهعهده خودش خواهد بود. کم کم دلم برای مردان میسوزد، به نظر میرسد بعضیهاشان حقوق خانوادگی بسیار ناچیزی دارند. حتی گمان میکنم دکتر ستیزهجویمان از سوی خدمتکارش قربانی استبداد خانگیست. آنطور که مگی مک بورگ به این مرد فلکزده بیتوجهی میکند، شرمآور است. مجبور شدم یکی از یتیمها را مسئول رسیدگی به کارهای او کنم.
نظرات و امتیازها
برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربریتون بشید.
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.
