رادیو سکوت
- نویسنده
- آلیس آزمن
- مترجم
- ثمین نبی پور
- ناشر
- نون
- جلد
- شمیز
- قطع
- رقعی
- تعداد صفحه
- 384
- سال چاپ
- 1402
- شابک
- 9786008740100
معرفی کتاب
آلیس آزمن ، در رمان رادیو سکوت، در مورد دغدغه های روزمرۀ دو نوجوان در عصر دیجیتالیِ حاضر و درگیری آنها میان هویت حقیقی و آنچه آرزویش را داشتند ،می گوید . در این رمان تأثیرگذار و پرفروش ، در کنار داستان جذابش ، در مورد مسائلی همچون روابط شکل گرفته در فضای مجازی، نظام آموزشی ، رقابت ، خانواده و … نقدهای زیبا و به جایی شده که واقعاً قابل تأمل اند . رادیو سکوت ، دو شخصیت و دو قهرمان اصلی دارد ؛ اولی ،دختری به نام "فرانسیس" که رازی سر به مهر در گذشته را دفن کرده و حالا فقط و فقط یک هدف دارد و آن هم پذیرش در دانشگاه کمبریج است . در سوی دیگر داستان ، پسری گوشه گیر به نام "آلد" که بسیار شبیه به فرانسیس است ،حضور دارد .او پادکست هایی فوق العاده می سازد و فرانسیس عاشق پادکست های اوست . آنها تصمیم می گیرند باهم پادکست ساختن را ادامه دهند . جریان دوستی فرانسیس و آلد باعث می شود تا فرانسیس بتواند نقاب نامرئی خودش را کنار گذاشته و از نمایش شخصیت حقیقی اش ترسی نداشته باشد ؛ اما مشکل اینجاست که فرانسیس واقعی ، با آن چیزی که او رویایش را سالها در سر می پروراند، فاصلۀ زیادی دارد ! در کتاب رادیو سکوت ، برخلاف عقیدۀ بسیاری از رسانه ها ، به جای نقد از فضای مجازی ، تصویری زیبا از روابط شکل گرفته در این محیط رسم شده؛ روابطی که حتی واقعی تر و عمیق تر از روابط دنیای حقیقی هستند ! خواندن کتاب رادیو سکوت را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : نوجوان یا بزرگسال هستند و دغدغه ی هویتی و مشکلات روزمره ، آنها را کلافه کرده. رادیو سکوت در پیدا کردن هویت واقعی به نوجوانانی که در ابتدای مسیر زندگی شان هستند کمک بزرگی می کند و به بزگسالان در درک نوجوانان راهنمایی های به جایی کرده است . افتخارات کتاب رادیو سکوت : در لیست پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز برندۀ جایزۀ ادبی اینکی در سال 2017 نظر منتقدان در مورد کتاب رادیو سکوت : آزمن با اولین کارهایش می تواند در میان نویسندگان بزرگ داستان های جوانان قرار گیرد . (V.O.Y.A) داستانی پرمایه و بسیار جذاب درباره ی روابط. (Booklist) کاملاً خردمندانه ، هوشمندانه و به موقع . (Kirkus) صادقانه و اصیل. (Times) آزمن اثبات کرده است که نویسنده ای باهوش و شوخ طبع است . (Publishers Weekly ) تکه هایی از متن رادیو سکوت : مدیر مدرسهمان، دکتر آفولایان، جلوی چهارصد نفر از پدرها و مادرها و کلاس ششمیهای سابق و والدین همکلاسیهای کلاس دوازدهمی من در ترم تابستان گفت: «برای ما خوشبختی شاگردان و موفقیتشون اهمیت بسیاری داره.» من هفده ساله بودم و ارشد دانشآموزان دختر مدرسه. پشت صحنه منتظر بودم تا ظرف دو دقیقه نوبت سخنرانیام شود. متن سخنرانیام را ننوشته بودم و البته دلواپسیای هم نداشتم. درمجموع خیلی از خودم راضی بودم. «وظیفهٔ خودمون میدونیم که در دنیای امروز، فرصتهای بهتری در اختیار جوانانمون بذاریم.» پارسال که بهعنوان ارشد دخترها انتخاب شدم، به این خاطر بود که در عکس پوسترم غبغبم دیده میشد و از کلمهٔ میم هم استفاده کردم. همین نشان میداد که انتخاباتْ پشیزی برایم ارزش نداشت، گرچه عکسش واقعیت داشت. همین پوستر باعث شد آدمها بخواهند به من رأی دهند. خب میبینید که مخاطبم را میشناسم! باوجودِاین، خودم هم مطمئن نبودم در جلسهٔ اولیا و مربیان چه میخواهم بگویم. آفولایان همهٔ چیزهایی را که روی آگهی کلوپ شبانه نوشته بودم، پشتسرهم بلغور میکرد. کاغذ آگهی را پنج دقیقه پیش در جیب کاپشن ورزشیام پیدا کردم. برنامهٔ آکسبریج مدرسهٔ ما امسال بسیار موفق بوده… آگهی را مچاله کردم و انداختمش روی زمین. بزن برویم سراغ بداههگویی! مشخصات کالا
نظرات و امتیازها
برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربریتون بشید.
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.
