دزیره (دوره دو جلدی)
- نویسنده
- آن ماری سلینکو
- مترجم
- ایرج پزشکزاد
- ناشر
- فردوس
- جلد
- گالینگور
- قطع
- رقعی
- تعداد صفحه
- 960
- شابک
- 9789643204839
معرفی کتاب
رمان دزیره ، عاشقانه ای است بین ناپلئون بناپارت ، ژنرال بزرگ فرانسوی و اوژنی برنادین دزیره کلاری ، دومین دختر تاجر ابریشم فروش اهل مارسی. دزیره کلاری ، در سال 1777 در مارسیِ فرانسه بدنیا آمد . او تا نوجوانی یک زندگی رویایی و بی نقص را تجربه می کند تا اینکه با ناپلئون بناپارت آشنا می شود و عشق بی نهایتش به ناپلئون ، سرنوشت دزیره را برای همیشه تغییر می دهد . دزیره در سال 1794 با ناپلئون نامزد کرد اما بعد از گذشت دوسال ، ناپلئون عشقش به دزیره را فدای کشورگشایی کرد و نامزدی خود با دزیره را به هم زد و در سال 1996 با ژوزفین دوبوهارنه ازدواج کرد . دزیره بعد از اینکه خبر ازدواج ناپلئون را شنید، به او نوشت : «تو زندگی مرا به سوی بدبختی سوق دادی و من هنوز ناتوان از فراموش کردن توام.» پس از مدتی دزیره با ژنرال ژان باتیست که فردی باتجربه بود و جنگ های بسیاری را با پیروزی گذرانده بود ازدواج کرد . ژنرال ژان باتیست در سال 1810 پادشاه سوئد شد و دزیره هم در سال 1829 تاج گذاری کرده و ملکه ی سوئد شد . داستان زندگی پرفراز و نشیب دزیره چنان به زیبایی توسط قلم آن ماری سلینکو روایت شده که در مدتی کوتاه محبوبیت زیادی بین خوانندگان پیدا کرد و به چند زبان ترجمه شد . خواندن کتاب دزیره را به کسانی پیشنها می کنیم که : به رومان های کلاسیک و عاشقانه با چاشنی وقایع تاریخی علاقمند هستند . نظر منتقدان درمورد رمان دزیره : این کتاب را از دست ندهید . (Kirkus Reviews) داستان خیره کننده و فوق العاده پرفروش اولین نامزد ناپلئون . (Goodreads) این اثر به شکلی خیال انگیز ، به احساسات ناپلئون بناپارت جان می بخشد . (Amazon) رمان دزیره و اقتباس از آن : در سال 1954 ، یک فیلم سینمای درام-تاریخی ، محصول کشور آمریکا ، به کارگردانی "هنری کاستر"و تهیه کنندگی "جولیان بلاستاین" ساخته شد ؛ در این فیلم سینمایی ، "مارلون براندو" و "جین سیمونز" نقش آفرینی کرده اند . تکه هایی از متن دزیره : افتادند و دو خط گوشه دهانم مربوط به زمانی است که ژان باپتیست در نبرد لایپزیگ بود. کرم گل رز به پیشانی و گونههایم مالیدم ابروهایم را که ایوت تمیز کرده بود شانه کشیدم، روی پلکهایم را نقرهای کردم همانطور که ژوزفین یادم داده بود. چقدر نامه از گوشه و کنار کشور دریافت کردهایم انگار سوئدیها سالها منتظر این تاجگذاری بودند این همه اشتیاق مردم برای ژان باپتیست قابل درک نیست آیا واقعاً فکر میکنند برای ملکه شدن تنها ازدواج با او کافی است؟ آیا متوجه نمیشود این تاجگذاری به معنای آخرین جواب مثبت من در رابطه با اوست؟ ژان باپتیست، من به عنوان عروس تو شرایط را میپذیرم جلوی محراب کلیسا زانو میزنم و قسم میخورم در هر شرایطی کنارت بمانم و اما از آنجا که عروس باید جوان و زیبا باشد صورتم را آرایش میکنم مردم از ساعت ۵ صبح امروز در خیابانها آمدهاند تا مرا هنگام عبور کالسکهام ببینند، نباید آنها را ناامید کنم. بیشتر زنها در چهل و نه سالگی جوانیشان را از دست میدهند. بچههایشان بزرگ شدهاند و شوهرهایشان پا به سن گذاشتهاند. در این سن زنها دوباره متعلق به خودشان هستند اما برای من اینطور نیست؛ تازه در در ابتدای راه هستم اما این من نبودم که سلسلهای تاسیس کردم صورتم را پودر میزنم، باید زیاد آرایش کنم چون وقتی ارگ کلیسا به صدا در میآید گریهام میگیرد و دماغم سرخ می شود. ای کاش میشد فقط یک روز … فقط یک امروز مثل یک ملکه بشوم … خیلی میترسم …. ژان باپتیست از پشت سرم گفت: دزیره چقدر جوان مانده ای حتی یک موی سفید هم نداری .
نظرات و امتیازها
برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربریتون بشید.
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.
