در سرزمین پری ها (1) گرد جادویی
- نویسنده
- کیکی تورپ
- مترجم
- نیلوفر عزیزپور
- ناشر
- پرتقال
- جلد
- شمیز
- قطع
- رقعی
- تعداد صفحه
- 104
- سال چاپ
- 1404
- شابک
- 9786004628488
معرفی کتاب
در سرزمین پری ها ، نوشتۀ کیکی تورپ و به تصویرگریِ جانا کریستی ،یک مجموعۀ مصور سه قسمتی ست که ماجراهای ورود چهار دختربچه به سرزمینی اسرارآمیز را روایت می کند. اگر شما هم دوست دارید سفری کوتاه به این دنیای شگفت انگیز و جادویی داشته باشید ، لذت خواندن کتاب سرزمین پری ها 1 ( گرد جادویی ) را از دست ندهید . "کِیت" ، "میا" ، "لینی" و "گبی" چهار شخصیت اصلی داستان سرزمین پری ها هستند که هرکدام به نحوی همیشه آرزو داشتند پا به دنیایی جادویی و اسرارآمیز بگذارند ؛ کیت دختری پرجنب و جوش و عاشق ماجراجویی ست ، میا دختری لطیف است و همیشه لباس های زیبا و فاخر ، هیجان زده اش می کند ، لینی عاشق حیوانات است و همیشه دوست داشته بتواند با حیوانات صحبت کند و گبی بیشتر از بقیۀ دوستانش به وجود دنیای پری ها اعتقاد دارد . تا اینکه یک روز دست یکی از آنها به یک گل لالۀ جادویی می خورد و وقتی دخترها چشم باز می کنند، خودشان را در سرزمین پری ها پیدا می کنند! حالا آنها باید به کمک "ملکه کلاریون" و "تینکربل" از این سرزمین نجات پیدا کرده و نزد خانواده هایشان برگردند. ولی دختر ها دوست دارند بیشتر در این سرزمین جادویی بمانند... خواندن کتاب در سرزمین پری ها 1 ( گرد جادویی ) را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : در گروه سنی 7 تا 12 سال بوده و به داستان های مصور ، فانتزی و پر از جادو علاقمند هستند . افتخارات مجموعۀ در سرزمین پری ها : در لیست پرفروش ترین کتاب های کودک و نوجوان نیویورک تایمز در لیست پروش ترین کتاب های چندجلدی وبسایت آمازون از کتاب های منتخب معلمین در وبسایت آمازون تکه هایی از متن کتاب در سرزمین پری ها 1 (گرد جادویی ) : بچهها با سرعت دنبال پریها به جنگل رفتند. از زیر شاخهها رد شدند و از روی تنهی درختهایی که به زمین افتاده بودند، پریدند. بچهها خبر نداشتند اسپرینگ از پریها خواسته که آنها را نزد ملکه ببرند. لِینی نفسنفسزنان پرسید: «به نظرت کجا داریم میریم؟» درختها کم و کمتر میشدند. دیگر میتوانستند آسمان آبی را ببینند. کِیت گفت: «نمیدونم، اما من....» و بعد وقتی به جایی رسید که دیگر درختی نبود، حرفش یادش رفت. بقیهی دخترها هم وقتی به آنجا رسیدند از تعجب زبانشان بند آمد. برای اینکه بفهمید دخترها با دیدن درهی وروجک چه حسی داشتند، کافی است به یاد شگفتانگیزترین رؤیایتان بیفتید. احتمالاً توی آن رؤیا، نور ملایم آفتاب، موسیقی زیبا یا بوی شکوفههای نارنج بوده. شاید هم گنجی کشف کردهاید. در رؤیاها ممکن است هر اتفاقی بیفتد. دخترها در درهی وروجک، همهی اینها و کلی چیزهای دیگر را دیدند. بچهها کنار چمنزاری پر از گلهای وحشی ایستاده بودند. به هر طرف که نگاه میکردند کلی پری میدیدند. پریای که سوار خرگوش بزرگی بود، از کنارشان رد شد. دیگری دنبال پروانهای به رنگ آبیِ روشن پرواز میکرد. پریها خیلی سریع داخل گلها میرفتند و بیرون میآمدند. بالهایشان زیر نور خورشید برق میزد.
نظرات و امتیازها
برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربریتون بشید.
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.
