دختران کارخانه (روایت هایی از بطن چین مدرن)
- نویسنده
- لسلی تی.چانگ
- مترجم
- ندا غیور
- ناشر
- کوله پشتی
- جلد
- شومیز
- قطع
- رقعی
- تعداد صفحه
- 464
- سال چاپ
- 1400
- شابک
- 9786004614269
معرفی کتاب
دختران کارخانه ، نوشتۀ لسلی تی.چانگ ، تصویری واقعی از زندگی دختران مهاجرانی ست که به امید آینده ای بهتر از شهر و روستاهای کوچک خود به شهرهای صنعتی چین آمده و در سخت ترین و خطرناک ترین شرایط درحال کار هستند. اگر نگاهی به دور و برتان بیاندازید ، حتماً کالایی با برچسب Made in china به چشمتان خواهد خورد ؛ چین به عنوان یکی از برترین قدرت های اقتصادی جهان، بیش از 130 میلیون مهاجر داراست . مهاجرانی که اکثریت آنها را دختران جوان تشکیل می دهند . لزلی تی.چانگ ، به عنوان خبرنگار سابق وال استریت ژورنال و البته یک دورگۀ چینی-آمریکایی ،به مدت سه سال با چند نفر از این دختران مهاجر زندگی کرده و از بطن زندگی سخت و طاقت فرسای آنها برای مخاطبین کتاب دختران کارخانه نوشته است . این دختران برای پیشرفت و درآمد بیشتر مجبورند اسم ، سن و تحصیلات جعلی برای خود دست و پا می کنند تا بتوانند در خط تولید کارخانه های عظیم چین مشغول به کار شوند . خواندن کتاب دختران کارخانه را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : به مسائل اجتماعی و شرایط حاضر بر کارخانه های چین حاکم است ، اهمیت می دهند . نظر منتقدان درمورد کتاب دختران کارخانه : شگفت انگیز . (The Boston Globe) چانگ عمیقاً به دنیای کارگران مهاجر میپردازد تا بفهمد این افراد چه کسانی هستند. (Washington Post) تکه هایی از متن دختران کارخانه : وقتی دختری را از کارخانهای دیگر میدیدید بهسرعت شروع به پرسوجو میکردید. از همدیگر میپرسیدید: چند سال خدمتی؟ انگار فقط از کارگرهای کارخانه ساخت ماشین حرف میزدید نه از آدم. چقدر در ماه در می آری؟ محل اقامت و غذا هم داره؟ چقدر اضافهکاری میگیری؟ و بعد شاید از او میپرسیدید اهل کدام استان است و هیچگاه اسمش را نمیپرسیدید. داشتن دوست واقعی در کارخانه کار آسانی نبود. دوازده دختر در اتاقهای کوچک میخوابیدند و در چنین مکانهای تنگی بهتر بود رازهایشان را پیش خودشان نگه دارند. بعضی از دخترها با کارت شناسایی قرضی در کارخانه استخدام میشدند و هیچوقت و به هیچکس نام واقعیشان را نمیگفتند. برخی فقط با هم استانیهایشان صحبت میکردند که البته آن هم خطرات خود را داشت، شایعهها بهسرعت از کارخانه به روستا پخش میشد و وقتی به خانه برمی گشتی هر خاله و مادربزرگی احتمالاً میدانست چقدر درآمد دارید، چقدر پسانداز دارید و آیا با پسرها بروبیایی داشتید یا نه. وقتی دوستی پیدا میکردید، برایش همه کار انجام میدادید. اگر دوستتان دیگر سرکار نمیرفت و جایی برای ماندن نداشت، تخت کوچک و باریکتان را بهرغم خطر جریمه ده یوانی، چیزی معادل یک دلار و بیست و پنج سنت با او شریک میشدید. اگر محل کارش خیلی دور بود، در روزهای نادر تعطیلتان زودتر بیدار میشدید و ساعتها در اتوبوس و در راه بودید تا به محل کار دوستتان که مرخصی ساعتی گرفته بود، برسید و این بار جریمة صدیوانی در انتظارتان بود. شاید فقط بهخاطر خواسته دوستتان همچنان در کارخانهای که دوستش نداشتید کار میکردید یا کارخانه موردعلاقهتان را ترک میکردید. دوستان هر هفته به هم نامه مینوشتند، گرچه از نظر دخترهایی که خیلی وقت بود برای کار از خانوادههایشان جدا شده بودند این کار بچهگانه بود. در عوض آنها با تلفن همراه به هم پیام میدادند. گاهی اوقات دوستان از هم جدا میافتادند و چون زندگی خیلی سریع تغییر میکرد همدیگر را فراموش میکردند. راحتترین چیز در جهان قطع ارتباط با دیگری بود.
نظرات و امتیازها
برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربریتون بشید.
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.
