تمام چیزهای خطرناک
- نویسنده
- استیسی ویلینگهام
- مترجم
- سحر قدیمی
- ناشر
- نون
- جلد
- شمیز
- قطع
- رقعی
- تعداد صفحه
- 336
- سال چاپ
- 1402
- شابک
- 9786227566949
معرفی کتاب
یک سال از گم شدن پسر 18 ماهۀ "ایزابل" ، "میسون" می گذرد ؛ پلیس پروندۀ میسون را مختومه اعلام کرده و پدرش هم این ماجرای تلخ را پذیرفته . تنها کسی که هم چنان در این کابوس تمام نشدنی باقی مانده ایزابل است . او خودش را مسئول این اتفاق می داند و هرچه بیشتر خاطرات گذشته را مرور می کند ، بیشتر و بیشتر در این منجلاب غرق می شود ! استیسی ویلینگهام ، روایت این داستان را بر عهدۀ ایزابل گذاشته و ما در سراسر کتاب تمام چیز های خطرناک با ایزابل همراه می شویم ؛ رفته رفته با روحیات و گذشتۀ تلخ او آشنا می شویم و می فهمیم که مشکلات روحی دارد و از کودکی خوابگرد بوده ؛ درواقع او شب ها غرق خواب و توهم می شود و صبح در جایی غیر از تخت خوابش از خواب بیدار می شود و هیچ چیز از خواب هایش به یاد نمی آورد ؛ همین موضوع که ما با یک راویِ غیرقابل اعتماد روبرو هستیم ، تعلیق داستان را چندبرابر می کند . ایزابل به امید پیدا شدن پسرش ، چند بار در یک برنامۀ جنایی براساس واقعیت شرکت کرده و در آنجا با جزئیات کامل ، ماجرای گم شدن پسرش را شرح داده است ؛ هربار که این داستان تلخ را مرور می کند ، شک و تردیدش نسبت به اطرافیان و حتی خودش بیشتر می شود ! چراکه او نمی داند زمانیکه در خواب غرق می شود و شب ها خوابگردی می کند ، چه کارهای از دستش برمی آید ! شاید خودش باعث ناپدید شدن پسرش شده باشد ...! در این میان او با مردی به نام "ویلن اسپنسر" آشنا می شود ؛ ویلن یک سازندۀ پادکست است و از ایزابل می خواهد تا داستان گم شدن میسون را یکبار دیگر برایش تعریف کند . ایزابل تصمیم می گیرد به ویلن اعتماد کند ولی بعد از مدتی ، او هم به لیست مظنون ایزابل اضافه می شود ! تا اینکه پیامی ناشناس در اینترنت ، به الیزلیت خبر می دهد که پسرش در امنیت است . خواندن رمان تمام چیزهای خطرناک را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : طرفدار داستان های پرتعلیق و جنایی-معمایی هستند . برای خواندن این کتاب به صبر و حوصلۀ زیادی احتیاج دارید ؛ چراکه با خواندن هر پاراگراف رازی جدید برملا می شود و از طرفی شک و تردیدتان هم دوبرابر می شود . نظر منتقدان درمورد رمان تمام چیزهای خطرناک : درخشان! استیسی ویلینگهام ترکیبی از روایت گوتیک و تعلیق روانشناختی را در کتاب تمام چیزهای خطرناک به کار گرفته. من هم مثل قهرمان داستان مجبور بودم بیخوابی بکشم؛ زیرا این کتاب مهیج را در یک شب تمام کردم! (جفری دیور، نویسندهی کتاب «ترسان») یک رمان تمامعیار و جذاب با پایانی درخشان. کتاب تمام چیزهای خطرناک فوقالعاده است. (لسلی پیرس، نویسندهی کتاب «زن جنگلی») کتابی جنایی و شوم. تنش زیاد در رمان تمام چیزهای خطرناک، خوانندگان بسیاری را جذب میکند. (کارین اسلاتر، نویسندهی کتاب «آخرین بیوه») تکه هایی از متن رمان تمام چیزهای خطرناک : «امروز. سیصدوشصتوپنجمین روز. یک سال کامل از آخرین روزم در کنار میسون میگذرد. یک سال از وقتی برایش قصه خواندم و در تخت خواباندمش؛ از وقتی خوابیدم و چشمانم را بستم، بهراحتی به آن خواب طولانی و آرام فرو رفتم، کاملاً بیخبر از جهنمی که فراتر از سپیدهدم انتظارمان را میکشید.» «اکنون دستم را برای گرفتن قلادهٔ روسکو دراز کردهام که ناگهان از گوشهٔ چشم، خودم را در آینهٔ راهرو میبینم و چهرهام در هم کشیده میشود. واکنشی خودکار است، مثل وقتی که انگشتانت را از جلوی اجاق گاز داغ کنار میکشی. میدانم باید با خودم مهربانتر باشم. چیزهای زیادی را پشت سر گذاشتهام و کمبود خواب آنقدر در صورتم آشکار شده که نمیشود متوجهش نشد. انگار در عرض چند ماه، سالها پیر شدهام؛ زیر چشمانم گود افتاده، پوستشان پژمرده و تیره شده است. لایههای نازک پوست زیر مجرای اشکهایم از زیتونیِ گرم به بنفش تیره، مثل کبودی، تغییر رنگ دادهاند و باقی صورتم تهرنگی مایل به خاکستری به خود گرفته، مثل گوشت مرغی که مدت طولانی داخل یخچال مانده باشد. در دوازده ماه گذشته بیست پوند از دست دادهام و هرچند مقدار زیادی به نظر نمیرسد، وقتی لاغر و قدبلند باشی مشخص میشود. این از دست دادن وزن، در گونهها و گردنم، در پهلوهایم یا بهتر است بگویم در نبود آنها خودش را نشان میدهد. موهایم که همیشه قهوهای تیره و براق بودند، انگار دارند پژمرده میشوند. نوکشان مثل درختی که صاعقه به آن زده باشد، از وسط دو تکه شده است. رنگشان هم روزبهروز بیروحتر میشود.»
نظرات و امتیازها
برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربریتون بشید.
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.
