کوچه کتاب

تاج دو قلوها

نویسنده
کاترین دویل
مترجم
پگاه خدادی
ناشر
کتاب مجازی
جلد
گالینگور
قطع
رقعی
تعداد صفحه
482
سال چاپ
1404
شابک
9786229385807
۶۳۷٬۵۰۰ تومان۸۵۰٬۰۰۰ تومان

معرفی کتاب

تاج دو قلوها ، یک درام فانتزی متفاوت ، نوشتۀ کاترین دویل و کاترین وبر است که برای نخستین بار در سال 2020 منتشر شد ؛ اگر به داستان های جادویی و افسانه های جذاب علاقه مندید ، شما را به خواندن این کتاب محبوب و پرطرفدار دعوت می کنیم . داستان درمورد شاهزاده خانم های دوقلویی ست که از بدو تولد از یکدیگر جدا و هرکدام در محیطی متفاوت بزرگ شدند ؛ "رُز والهارت" در قصر و خواهرش "رِن گرین راک" در میان ساحران . رن ، توسط ساحران طوری تربیت شده تا پیش از زمان تاج گذاری خواهرش ، به کاخ آنادان رود و نه تنها انتقام قتل والدینش را بگیرد ، بلکه قدرت جادوگران را نیز به آنها برگرداند .همه چیز طبق برنامه های رن پیش می رفت ، تا وقتیکه با نگهبان جذاب و متفاوت قصر روبرو می شود ! در این میان رز ، ربوده می شود و به همراه سارق جذاب و خوش قیافه اش با دنیای بیرون از دیوار های قصر آشنا می شود . نویسندگان این رمان جذاب و فانتزی، وقایع را با ریتم نسبتاً تندی پیش می برند و نه تنها یک درام عاشقانه را برای مخاطبینشان به زیباییِ هرچه تمام شرح می دهند ، بلکه افسانه های جادویی را چاشنیِ قصه کرده و یک ترکیب منحصربه فرد خلق کرده اند ..! خواندن رمان تاج دو قلو ها را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : به داستان های عاشقانه ، فانتزی و غافل گیر کننده علاقمند هستند ؛ می توان گفت مخاطب اصلی این کتاب ، گروه سنی نوجوان (17 تا 19) ساله هستند . افتخارات رمان تاج دو قلو ها : در لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز برندۀ جایزۀ نویسندگی برتر از انجمن نویسندگان رمان های عاشقانۀ آمریکا در سال 2019 جلد کتاب به عنوان یکی از بهترین طراحی‌های جلد کتاب در سال ۲۰۱۹ انتخاب شد . و ... نظر منتقدان درمورد رمان تاج دو قلو ها : تاج دوقلوها یک داستان فراموش نشدنی از عشق، رقابت و تضاد بین دو خواهر است. نگاه عمیق و تحلیلگرانه نویسنده به روابط خانوادگی و عشق، این کتاب را به یک شاهکار ادبی تبدیل کرده است . . تلاش برای پیدایش هویدا و پنهان در همین کتاب، چالش‌های جذاب و جالب برای خواننده فراهم می‌آورد. تکه هایی از متن کتاب تاج دو قلو ها : رن در مسیر ر طولانی رسیدن به برج شرقی، در راهرو طبقه سوم ایستاد و فکر کرد این کار را بکند یا نه. البته که کار عاقلانه ای نبود نباید می رفت و دنبال تور میگشت، آن هم درست بعد از اینکه چیزی نمانده بود مچش را بگیرد و ریشهٔ شیطان را پیدا کند؛ اما هنوز خوابی را که در کتابخانه دیده بود به یاد داشت و شرابی که نوشیده بود به عقلانیتش کمک نمی کرد. هنوز به بالای پله ها نرسیده بود که تور را کنار پنجره دید. پرتویی از نور مهتاب رویش افتاده و جوری ایستاده بود انگار منتظر کسی است. دستهایش را توی جیب شلوارش کرده بود. قلب رن با دیدنش تندتر تپید. در دل امیدوار بود تور منتظر او ایستاده باشد و به خاطر این خودش را سرزنش کرد. تور بی آنکه چشم از آسمان شب بردارد :گفت «علیا حضرت، یواشکی نزدیک شدن به یه سرباز گورایی فکر خوبی نیست.» رن لبخند کجی زد. «مزاحم خیره شدنت به ماه شدم؟» تور به او رو کرد «انگار ریشه والرین اثر نکرده خوابت نمیبره؟» رن که گونه هایش زیر نگاه او گل انداخته بودند گفت: «شاید هم دلم میخواست یه بار دیگه سؤال و جوابم کنی.» لبخند محوی بر لب تور نشست. «چطوره به جاش قدم بزنیم.»رن وانمود کرد به پیشنهاد او فکر کند. «خیلی خب باشه؛ ولی فقط چون اصرار میکنی.» خنده تور بدنش را به طرز خوشایندی مورمور کرد. هر دو با هم در راهروهای کاخ آنادان که با نور مهتاب روشن شده بود راه افتادند و هیچ کدام درباره اینکه منتظر همدیگر بودند حرفی نزدند.

نظرات و امتیازها

برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربری‌تون بشید.

هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.