تابستان دیوانه
- نویسنده
- ریتا ویلیامزگارسیا
- مترجم
- بیتا ابراهیمی
- ناشر
- پرتقال
- جلد
- شمیز
- قطع
- رقعی
- تعداد صفحه
- 208
- سال چاپ
- 1402
- شابک
- 9786004622776
معرفی کتاب
کتاب تابستان دیوانه ، نوشتۀ ریتا ویلیامز گارسیا ، روایت سه خواهر است که مادرشان برای شروع یک زندگی جدید ، پس از به دنیا آمدن سومین دخترش ، آنها را ترک و به کالیفرنیا نقل مکان کرد ؛ حالا آنها تصمیم گرفته اند برای دیدن مادرشان ، سفری لذت بخش را آغاز کنند . اما هیچ چیز مطابق انتظارشان پیش نمی رود . "دِلفین" 11 سال سن دارد و نقش خواهر بزرگتر و البته مادر را برای دو خواهر کوچکش ،"ونتا" و "فِرن" بازی می کند . هفت سال پیش مادرشان آنها را ترک کرد و حالا آنها تصمیم دارند تابستان را کنار مادرشان سپری کنند . وقتی مادرشان را ملاقات می کنند ، تمام تصوراتشان نسبت به او تغییر می کند ، هیچ چیز شبیه انتظاراتشان پیش نمی رود . مادر ، آنها را به یک کمپ تابستانه می فرستد که توسط گروهی به نام *پلنگ های سیاه* مدیریت می شود .دلفین و خواهرانش در این کمپ با حقایق عجیبی در مورد کشورشان ، خانواده و خودشان روبرو می شوند که واقعاً تکان دهنده است . ریتا ویلیامز گارسیا در کتاب تابستان دیوانه ، داستانی قدرتمند و الهام بخش در مورد عشق ، مسئولیت پذیری ، تبعیض نژادی و احترام خلق کرده که با زبانی طنزآلود روایت می شود ، به حقایقی تکان دهنده در مورد وقایع دهۀ 60 میلادی می پردازد و در نهایت با پایانی تلخ ، اما لذت بخش برای مدت ها در ذهن خوانندگان خود ماندگار می شود . خواندن کتاب تابستان دیوانه را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : در ردۀ سنی 7 تا 12 سال هستند و به داستان هایی با سبک رئال ، الهام بخش و طنزآلود علاقمند هستند . افتخارات کتاب تابستان دیوانه : نامزد جایزۀ Goodreads Choice در سال 2010 نامزد جایزۀ کتاب خوانندگان جوام ربکا کادیل سال 2013 فینالیست جایزۀ ملی کتاب برای ادبیات جوانان در سال 2010 برندۀ مدال افتخار نیوبری در سال 2010 دریافت جایزۀ اسکات داول در سال 2011 نامزد دریافت جایزۀ کودک و نوجوان Dorothy Canfield Fisher در سال 2012 نامزد مدال خوانندگان جوان کالیفرنیا در سال 2014 و ... نظر منتقدان در مورد کتاب تابستان دیوانه : قصه ای پر از ظرافت دربارۀ عشق خانوادگی . (Washington Post) فراموش نشدنی .(Booklist) آگاهی روزافزون یکی از خواهران از بی عدالتی در سطح خانوادگی و جهانی در داستان با زبان شعرانه بیان می شود که باعث جذابیت داستان می گردد . (Publisher's Weekly) تکه هایی از متن کتاب تابستان دیوانه : مادر یا مأمور امنیتی خانم سیاهپوست شیکپوش با آن چمدان بیضیشکلش، وقتی با کفشهای پاشنهبلند تلقتلقکنان از هواپیما پیاده میشد؛ حتی به ما نگاه هم نکرد. برای من مهم نبود، اما اگر مامی تپل دربارهاش چیزی میپرسید، برای اینکه او را نگران نکنم، دروغ میگفتم. سریع و ساده هم میگفتم. اگر زیادی خالی میبستم حتماً مچم را میگرفت. ونتا همین که دو پایش را روی زمین سفت گذاشت، شد همان ونتای همیشگی با همان چهرهای که از کنجکاوی میدرخشید. با چهرهای که میدرخشید و همهجا را بررسی میکرد. «حالا چی باید صداش کنیم؟» بارها و بارها درباره این موضوع با ونتا و فرن حرف زده بودم. خیلی قبل از اینکه بابا بگوید باید به دیدن مامان برویم. حتی وقتی داشتیم چمدانهایمان را میبستیم هم دربارهاش حرف زدم. «اسمش سِسیله. شما هم سسیل صداش میکنین. اگه کسی ازتون پرسید با شما چه نسبتی داره، میگین مادرمونه.»
نظرات و امتیازها
برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربریتون بشید.
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.
