بازگشت شازده پسر
- نویسنده
- اله خاندرو گیرمو روئمز
- مترجم
- حامد رحیمی
- ناشر
- کوله پشتی
- قطع
- رقعی
- تعداد صفحه
- 112
- سال چاپ
- 1404
- شابک
- 9786004610919
معرفی کتاب
بازگشت شازده پسر ، نوشتۀ الخاندرو گیلرموروئمز ، در ادامۀ داستان محبوب شازده کوچولو نوشته شده است . به همان اندازه که شازده کوچولو داستانی قوی و پرمحتوا دارد ، در کتاب بازگشت شازده پسر هم شاهد داستانی عمیق و تأثیرگذار در مورد عشق و حقیقت وجود انسان هستیم . شازده پسر دیگر از اخترک خود خسته شده و حالا تصمیم گرفته بار دیگر سفر و ماجراجویی را شروع کند. او پا به زمین می گذارد و در میانه های راه با راننده ای به ظاهر ساده ولی بسیار دانا و منحصربه فرد آشنا می شود . شازده پسر و راننده شروع به صحبت کردن می کنند و در بخش عمدۀ کتاب ، ما خوانندۀ مکالمات جذاب آنها خواهیم بود . خواندن این کتاب نیز درست مثل داستان شازده کوچولو برای هر سن و سالی لذت بخش خواهد بود ؛ بسیاری معتقدند هرشخصی باید هرچند سال یکبار شازده کوچولو را از نو بخواند و با یک دید جدید به مفاهیم عمیق آن نگاه کند ؛ بازگشت شازده پسر هم از این قاعده مستثنی نیست . خواندن کتاب بازگشت شازده پسر را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : به مفاهیم ساده اما عمیق در مورد حقیقت وجود انسان ، عشق و زندگی اهمیت داده و به سبک داستانی کتاب شازده کوچولو علاقمند هستند . جملات طلایی کتاب بازگشت شازده پسر : هرچه بیشتر در مواجه شدن با سد جلوی راهمون تعلل کنیم اون مشکلات بزرگتر میشن و ما کوچیکتر؛ به بیان دیگه، هرچه بیشتر مشکل رو به دنبال خودمون بکشیم سنگینتر میشن. انسانها ظرفیت بالایی برای بیتقصیر نشوندادن خودشون دارن؛ اونها تقصیرها رو بر گردن کمبود عشق، تحصیلات یا مشکلاتی که باهاشون سروکار دارن میندازن. در نهایت شاید خودشون رو متقاعد کنن که به خاطر خطرناک یا ترسناک بودن اون طرف در، بهتره ازش رد نشن و یا با حس بدبینی اعلام کنن به چیزهایی که ممکنه اون طرف در، به دست بیارن علاقهای ندارن. اما همهی اینها چیزی نیستن جز راهی برای پنهانکردن دردِ شکستهاشون. انسان دانا با هر چیزی که وجود داره هماهنگه، اون واقعیت رو میبینه و متوجه میشه هر چیزی که وجود داره، چه خوشش بیاد و چه خوشش نیاد، همونطوری هست که باید باشه. اون همچنین میدونه قبل از اینکه چیزی رو توی دنیا بهتر کنیم چیزای زیادی هست که باید در وجود خودمون بهترشون کنیم. تکه هایی از متن بازگشت شازده پسر : «خدا؟ خدا کیه؟ قبلا هم جوری در موردش حرف زدی که انگار اون باعث خیلی از اتفاقهاییه که این پایین میافته! یا انگار اون میتونه از این اتفاقات سر در بیارد. » «اممم. اون کیه؟ خب اصلا نمیدونم باید بپرسیم که کیه یا چیه؟» «اما تو در موردش حرف زدی.» «خب آرا، چطور میتونم دربارهاش حرف نزنم؟ اگر میدونستم خدا چیه میتونستم هر چیزی رو بدونم. میگن اون همون چیزیه که هست. صاحب ازل و ابد. همینطور آغاز و پایان هر چیزی که وجود دارد. بعضیها اونو وجودی جاودان میدونند. سلسلهای بیپایان از علتها و معلولها. بعضیها هم اونو طبق تصورات ما از کمال تعریف میکنند؛ خوبی، یا زیبایی. یا با واژههایی مثل خالق، حقیقت و خرد افضل صداش میزنند...»
نظرات و امتیازها
برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربریتون بشید.
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.
