بادام
- نویسنده
- ون پیونگ سون
- مترجم
- ملیحه فخاری
- ناشر
- کتاب مجازی
- جلد
- شمیز
- قطع
- رقعی
- تعداد صفحه
- 196
- سال چاپ
- 1404
- شابک
- 9786229801017
معرفی کتاب
بادام ،نخستین رمان نویسندۀ کره ای وون پیونگ سون ، روایتی متفاوت و الهام بخش از پسر نوجوانی ست که با یک اختلال مغزی نادر به نام الکسی تایمیا دست و پنجه نرم می کند . شخصیت اصلی و قهرمان داستان که پسری 16 ساله به نام "یون جه" است ، خودش را یک هیولا معرفی می کند ؛هیولایی که بواسطۀ بیماری نادرش قادر نیست احساسات و هیجانات خود مثل ترس،هیجان،شادی،غم و ... را در موقعیت مناسب بروز دهد. عنوان کتاب نیز به نورون های بادامی شکلی اشاره دارد که در مغز یون جه وجود دارند و باعث بیماری او شده اند . بااین وجود مادر و مادربزرگ یون جه همیشه سعی کرده اند زندگی را برای پسر عزیزشان عادی تر کنند؛ مثلا آنها که یک مغازۀ کتابفروشی دارند ، به در و دیوار آنجا و خانه ،یادداشت های رنگارنگی وصل کرده اند که به یون جه یادآوری می کند کِی بخندد،کِی تشکر کند و ... . تااینکه درشب کریسمس و تولد 16سالگی یون جه ،حادثه ای تکان دهنده رخ می دهد و یون جه را بیش از پیش تنها می کند ؛ پس از این اتفاق و با ورود پسری به نام "گان" همه چیز تغییر می کند . گان به قلدر مدرسه تبدیل می شود و هرروز سعی می کند به بهانه ای جدید ،سربه سر یون جه بگذارد و اورا اذیت کند . اما یونجه هیچ واکنش خاصی درمقابل رفتارهای گان از خودش نشان نمی دهد و جواب رفتارهای آزاردهندۀ یون جه را با آرامش و خونسردی می دهد ؛ به مرور زمان، گان مجذوب آرامش او شده و پیوندی عمیق میان آنها بوجود می آید . خواندن کتاب بادام را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : به رمان ها و ادبیات آسیایی علاقمندند . مخاطب اصلی این رمان ردۀ سنی نوجوان هستند اما داستان این کتاب می تواند برای هرسن و سالی جذاب و دوست داشتنی باشد . افتخارات رمان بادام : بهترین و متهورانه ترین کتاب وبسایت Salon برندۀ جایزۀ ادبی چانگبی در سال 2016 در لیست کتاب های محبوب وال استریت ژورنال و ... نظر منتقدان درمورد رمان بادام : رمانی که شخصیتی را معرفی می کند که در شناسایی و بیان احساسات خود ناتوان است . اولین رمان تأثیرگذار سون .( Booklist) محکم و تکان دهنده ؛ کتابی خارق العاده که سزاوار آن است تا مخاطبان گسترده ای داشته باشد . (Wall Street Journal) داستانی جسورانه و اصلی . (Entertainment Weekly) بادام یک رمان نیرومند است ؛ عمیقاً درگیرکننده ،جذاب و دردسرساز . (Heinz Insu Fenkl) تکه هایی از متن بادام : «آن روز شش نفر مرده و یک نفر زخمی شده بودند. اولین نفرات مامان و مامانبزرگ بودند. بعد، یک دانشجوی کالج که برای اینکه جلوی مرد را بگیرد با عجله وارد صحنه شده بود. نفرات بعد دو مرد پنجاهوچند ساله که در صف اول رژۀ سپاه رستگاری بودند، و بعد یک مأمور پلیس بود؛ در نهایت هم خود مرد. او تصمیم گرفته بود آخرین قربانی کشتار جنونآمیزش باشد. مرد خنجر را محکم در سینۀ خود فرو کرد و مانند بیشتر قربانیان دیگر، پیش از رسیدن آمبولانس تمام کرد. من کل ماجرا را در حالی که پیش چشمم جریان داشت، فقط تماشا میکردم. مثل همیشه، فقط با چشمان بیروح آنجا ایستاده بودم. نخستین علائم بروز بیماری وقتی شش ساله بودم پدیدار شدند. نشانههایش از خیلی قبلتر وجود داشتند، اما آن زمان بود که بالاخره خود را نشان دادند. آن روز، احتمالاً مامان فراموش کرده بود بعد از کودکستان دنبال من بیاید. بعداً به من گفت، که پس از این همه سال به ملاقات بابا رفته بوده، که به او بگوید بالاخره تصمیم گرفته رهایش کند، نه به این خاطر که با مرد جدیدی آشنا شده، بلکه چون میخواهد زندگیاش را از سر بگیرد. ظاهراً او همۀ این حرفها را در حالی که در و دیوار آرامگاه رنگورو رفتۀ بابا را میشسته، به او گفته بود. در حالی که عشق او یک بار و برای همیشه به پایان میرسید، من، مهمان ناخواندۀ عشق نوپای آنها، کاملاً از خاطر او رفته بودم. پس از اینکه همۀ بچهها رفتند، من تکوتنها بیرون کودکستان سرگردان بودم. تنها چیزی که این کودک شش ساله، میتوانست در مورد خانهاش به خاطر بیاورد، این بود که آن جایی روی یک پل قرار دارد. من از پل رهگذر بالا رفتم و آنجا در حالی که سرم را از نردهها به پایین آویزان کرده بودم ایستادم. ماشینها را که زیر پایم میلغزیدند میدیدم. این منظره، چیزی را که جایی دیده بودم به خاطرم آورد. پس من هرچه میتوانستم آب دهانم را جمع کردم، ماشینی را هدف گرفتم و رویش تف انداختم. تف من خیلی پیش از اینکه به ماشین برسد در هوا ناپدید شد، اما من همچنان چشمانم را به خیابان دوخته و آنقدر به تف انداختن ادامه دادم که احساس سرگیجه کردم. «چیکار میکنی! چندشآوره!» سرم را بالا آوردم و زن میانسالی را دیدم که از آنجا عبور میکرد و به من چشم دوخته بود. سپس به راهش ادامه داد ........
نظرات و امتیازها
برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربریتون بشید.
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.
