کوچه کتاب

ارتقا

نویسنده
بلیک کراوچ
مترجم
هادی سالارزهی
ناشر
نون
جلد
شومیز
قطع
رقعی
تعداد صفحه
376
سال چاپ
1401
شابک
9786227566635
۱۴۶٬۲۵۰ تومان۱۹۵٬۰۰۰ تومان

معرفی کتاب

رمان ارتقا ، یکی از محبوب ترین کتاب های حاضر در ژانر علمی_تخیلی ، اثر نویسندۀ خلاق و با استعداد ، بلیک کراوچ است . اگر به داستان های تخیلی و ابرقهرمانی علاقمند هستید ، شما را به خواندن این کتاب حیرت انگیز و جذاب دعوت می کنم . اگر متوجه شوید که سطح یادگیریتان در حد ابرکامپیوترهای ساخت بشر شده ، خیلی راحت و سریع تر می توانید مطالب را به ذهن بسپارید ، قدرت انجام چند کار را باهم دارید و بازدهی مغزتان بیشتر و نیاز به خوابتان کمتر شده ، چه می کردید ؟! این اتفاقی ست که برای شخصیت اصلی رمان ارتقا ، یعنی "لوگان رمزی" افتاده است . اما لوگان نمیداند این تغییر ،در اثر چه چیزی ست و چرا چنین اتفاقی برای او افتاده …؟! با گذشت زمان او متوجه می شود که یک تغییر ژنتیکی باعث این ارتقا شده که به گذشتۀ خانوادگی اش برمی گردد . حالا او باید از این تغییر در جهت نجات بشریت استفاده کند ؛ اما چگونه …؟! خواندن رمان ارتقا را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : علاقمند به کتاب های علمی_تخیلی و مهیج هستند . نظر منتقدان در مورد رمان ارتقا : بسیار هوشمندانه ، با پیچیدگی های داستانی و پایانی شگفت انگیز . (نیویورک تایمز) رمانی رازآلود ،خیره کننده و بی نهایت تأثیرگذار که ماهیت انسان بودن را مورد تحلیل قرار می دهد. (الکس مایکلیدیس) رمان ارتقا بهترین اثر از این نویسندۀ خلاق وبا استعداد است .  (Publishers Weekly) تکه هایی از متن کتاب ارتقا : «دفتر کار آژانس حفاظت ژن شهر دنور در یک محوطۀ اداری معمولی در لیک‌وود قرار دارد، البته گذاشتن نام دفتر کار برروی آن اقدامی سخاوتمندانه بوده است. این محوطۀ کاری شامل یک طبقه از یک ساختمان است: یک بازداشتگاه، یک اتاق بازجویی، یک آزمایشگاه بیومولکولی و اسلحه‌خانه. جی‌پی‌ای در اکثر کلان‌شهرها دفتر کار نداشته است، اما از آنجا که دنور حلقۀ اصلی و محوری غرب است عاقلانه بوده که یک پایگاه عملیاتی مختص اینجا برپا کنند. ما آژانس جوانی هستیم با قدرت رشد بسیار بالا. ابتدا فقط پنجاه مأمور ویژه مانند من و ندین در آژانس فعالیت می‌کردند و همه هم در ناحیۀ واشنگتن مستقر بودیم؛ باید آماده می‌بودیم تا به هر جا که بخش جاسوسی آژانس، مظنون وجود آزمایشگاه‌های غیرقانونی ژنتیکی می‌شد، یورش ببریم. ندین ساختمان کم‌ارتفاع را دور زد، از ورودی ویژۀ خدمه و باررسانی عبور کرد و به طرف آسانسورها به مسیر خود ادامه داد. سپس پشت یک خودروی زرهی پارک کرد. آنجا چهار افسر گروه ضربت ادوات خود را روی زمین بتنی پهن کرده بودند و داشتند سلاحشان را برای آخرین بار بررسی می‌کردند. حملۀ آن‌ها وابسته به اطلاعاتی بود که ما باید از سورن استخراج می‌کردیم. امیدوار بودم این حمله قبل از طلوع آفتاب انجام شود. به مظنون کمک کردم از اتومبیل پیاده شود، سپس هر سه‌مان به طرف طبقۀ سوم رفتیم. پس از اینکه وارد اتاق بازرسی شدیم بست‌های پلاستیکی دور مچ دست‌های سورن را پاره کردم و او را پشت یک میز فلزی نشاندم. برای مظنونان سرسخت‌تر، قفل‌های آهنی هلالی‌شکلی روی سطح میز جوشکاری شده بود

نظرات و امتیازها

برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربری‌تون بشید.

هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.