کوچه کتاب

آنا کارنینا (2جلدی)

نویسنده
لئو نیکلایویچ تولستوی
مترجم
محمد مجلسی
ناشر
دنیای نو
جلد
سلفون
قطع
رقعی
تعداد صفحه
1414
سال چاپ
1400
شابک
9789648263985
۲۰۶٬۲۵۰ تومان۲۷۵٬۰۰۰ تومان

معرفی کتاب

رمان آنا کارنینا ،شاهکاری کلاسیک از نویسندۀ بزرگ روس ، لئو تولستوی است که برای نخستین بار در سال 1878 منتشر شد و اکنون در لیست صد کتابی که باید پیش از مرگ خواند قرار گرفته است ؛ این شاهکار بی نظیر ، با شخصیت پردازی های ظریف و جزئیات بی نقصش از عشقی نامتعارف و نافرجام روایت می کند . در این رمان با 12 شخصیت اصلی روبرو هستیم که برجسته ترین آنها ، زنی زیبا و اشراف زاده به نام "آنا" ست که همراه با پسر و فرزندش در سن پترزبورگ زندگی می کنند ؛ داستان از جایی آغاز می شود که همسر برادر آنا که "داریا الکساندرونا" نام دارد از خیانت همسرش با یک معلم ،شکایت می کند و از آنا تقاضا می کند برای حل مشکلشان به مسکو بیاید . آنا در مسیر مسکو و در قطار با افسری جوان و خوش سیما به نام "کنت ورونسکی" آشنا می شود و رفته رفته در میابد ورونسکی تمام آنچه آنا به عنوان یک معشوق در نظر دارد را داراست و عشقی عمیق میان آن ها بوجود می آید ؛ بطوری که آنا تصمیم به مهاجرت اجباری و دوری از فرزند خردسالش می گیرد تا به عشقش برسد …! رمان آنا کارنینا با حجم زیادی که دارد ، چیزی فراتر از یک رمان عاشقانۀ معمولی ست ؛ در حقیقیت لئو تولستوی با قلم جادویی خود ، شخصیت هایی بی نظیر ، احساسات ضد و نقیض انسانی و ماجراهای فوق العاده ای را خلق کرده که با هر بار خواندن این کتاب ، جزئیات تازه ای دستگیرمان می شوند…! خواندن رمان آنا کارنینا را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : به ادبیات داستانی ، رمان های عاشقانه ،کلاسیک و طولانی علاقمند هستند . افتخارات رمان آنا کارنینا : در فهرست 1001 رمانی که باید پیش از مرگ خواند . برندۀ جایزۀ ادبیات روسیه در سال 2012 از پرمخاطب ترین و برترین رمان های تاریخ در فهرست کتاب های منتخب “اپرا وینفری” نظر منتقدان در مورد رمان آنا کارنینا : برترین رمان اجتماعی در دنیای ادبیات .  (توماس مان) حقیقت این است که نباید آناکارنینا را اثری هنری تلقی کنیم.بلکه باید آنرا تکه ای از زندگی بدانیم .  (متیو آرنولد) یک اثر هنری بی نقص .(فیودور داستایوفسکی) تکه هایی از متن رمان آنا کارنینا : باور خرافی شکارچیان که اگر نخستین تیر روزشان خطا نرود،‌ شکارگاه برایشان خوش یمن خواهد بود،‌ برای لوین درست از آب در آمد. ساعت ده بود که کوفته و گرسنه و شادکام به نوزده لاشه در چنته و یک اردک که چون چنته‌اش دیگر جا نداشت از کمرش آویخته بود، بازگشت. رفقای شکارش مدت‌ها بود از خواب بیدار شده و از شدت گرسنگی دیگر صبر نکرده و صبحانه خورده بودند. لوین گفت: «صبر کنید، صبر کنید! می‌دونم که امروز ده تا بودند!» و دوباره مرغ‌ها را که دیگر شکوه و زیبایی زمانی را که از جاپریده بودند نداشتند و خشکیده و خمیده بودند و خون بر پیکرشان خشک شده بود و سرشان خشکیده بود شمرد. حسابش درست بود و از حسادت استیوا لذت می‌برد و نیز از آن خوشحال شد که چون بازگشت فرستاده‌ی کیتی را که یادداشتش را آورده بود در انتظار خویش یافت.

نظرات و امتیازها

برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربری‌تون بشید.

هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.