آخرین قایق
- نویسنده
- لورل اسنایدر
- مترجم
- راضیه خشنود
- ناشر
- پرتقال
- جلد
- شمیز
- قطع
- رقعی
- تعداد صفحه
- 237
- سال چاپ
- 1405
- شابک
- 9786226513777
معرفی کتاب
آخرین قایق ، اثر پرفروش و تحسین شدۀ لورل اسنایدر ، درمورد یک جزیرۀ شگفت انگیز و جادویی ست که تنها ساکنانش ، بچه ها هستند .اگر به داستان های فانتزی و پرماجرا علاقمندید، شما را به خواندن این کتاب دعوت می کنیم . البته این جزیرۀ جادویی، قوانین مخصوص خودش را دارد : در این جزیره فقط بچه ها حق زندگی کردن، دارند . هرسال با به صدا درآمدن زنگ جزیره ، بزرگترین بچۀ جزیره با قایق به آن سوی دریا فرستاده می شود و قایق بچه ای جدید را به جزیره تحویل می دهد . بزرگترین بچۀ جزیره وظیفه دارد راه و رسم زندگی کردن را به بچۀ تازه وارد یاد دهد . اگر همۀ ساکنین ، به قوانین پایبند باشند ، جزیره هم با مهربانی و بخشندگی بی حد و اندازه اش ، زندگی را برای بچه ها شیرین و لذتبخش می کند ؛ غذا و میوه های خوشمزه در اختیارشان قرار می دهد و حتی حیواناتش هم با ساکنین با مهربانی رفتار می کنند . زمانیکه زنگ جزیره به صدا در آمد ، "جینی" متوجه شد وقت خداحافظی با بهترین و صمیمی ترین دوستش یعنی "دین" فرا رسیده . وقتی دین پس از یک خداحافظی طولانی و البته غم انگیز به آن طرف دریا رفت ، جینی که اکنون بزرگ ترین بچۀ جزیره محسوب می شد ، متوجهِ بچۀ تازه وارد ، که "اس" نام داشت شد . دختری موطلایی با چشم های درشت قهوه ای رنگ . جینی وظیفه داشت تمام راه و رسم های زندگی در جزیره را با دلسوزی به اس آموزش دهد و به خوبی هم از عهدۀ این مسئولیت مهم برآمد . اما زمانیکه وقت رفتنش از جزیره فرا رسید ، او که وابستگی شدیدی نسبت به اس پیدا کرده بود ، درنهایت تصمیم گرفت قوانین جزیره را زیر پا بگذارد و با آخرین قایق، جزیره را ترک نکند ! اما این قانون شکنی تبعات زیادی برای اهالی جزیره به همراه داشت ... ! خواندن کتاب آخرین قایق را به کسانی پیشنهاد می کنیم که : حداقل 12 ساله اند و به ژانر رئال و داستان های فانتزی و پر از معما و غافل گیری علاقمندند . افتخارات کتاب آخرین قایق : نامزد جایزۀ کتاب سال آمریکا در سال 2017 در لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز نظر منتقدان درمورد کتاب آخرین قایق : دنیایی تخیلی که به شکلی عجیب ، واقعی است ! طرفداران داستان های ماجرایی ، آنرا عمیقاً دوست خواهند داشت . (Kirkus Review) آخرین قایق یک شاهکار است ؛ تمام شادی ها ، شگفتی ها و حتی وحشت های کودکی را می توانید در این کتاب بیابید . (Jonathan Auxier) کتابی شگفت انگیز با داستانی آموزنده و واقعی . (Kelly Barnhill) تکه هایی از متن آخرین قایق : جینی دستهایش را انداخت. خداحافظیاش با دین، بدترین خداحافظی ممکن بود. بدترین لحظات آخری که میتوانست تصور کند. هرگز اینقدر احساس گیجی یا خستگی نکرده بود. تازه یاد تودهٔ روی ماسهها افتاد. دختر تازهوارد. نگاهش کرد. بچه تمام مدت، ساکت نشسته بود و با آن چشمهای قهوهای درشت تماشا میکرد. جینی نشست کنارش. «خب، به نظرم این مراسم استقبال از تو بود.» دختر جواب نداد. چانهاش را گذاشته بود وسط زانوهایش. جینی هم بدون اینکه بداند چرا، دلش خواست مثل او بنشیند. زانوهایش را بغل کرد و استخوان چانهاش را گذاشت وسط زانوهایش. حس خوبی داشت، تیز بود. خودش را محکم بغل کرد و فکر کرد شاید وقتی بچه بوده اینطوری مینشسته. حس آشنایی داشت. کنار هم نشستند. دو شکل غمگین روی ماسهها. غرق شدنِ روز را پشت دریای ابری تماشا میکردند. ابرهای نارنجی و صورتی غروبِ خونآلود، تصاویر پیچدرپیچ همیشگی را بالای مه میساختند، میچرخیدند و در هم میپیچیدند. امشب شبیه دلفین بودند، شاید هم فقط شبیه امواج... امواجی آرام و نرم. دختر تازهوارد سرش را بالا گرفت و با دهان نیمهباز خیره شد. حرف نمیزد، به رقص و حرکت آسمان نگاه میکرد، در هم آمیختن شکلها و رنگها.
نظرات و امتیازها
برای ثبت امتیاز و نظر، ابتدا وارد حساب کاربریتون بشید.
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.
